دینی


 

زمانى كه حضرت زهراى مرضیه سلام الله علیها در بستر بیمارى بودند، زنان مدینه به ملاقات ایشان

آمدند و از احوال حضرت جویا شدند اما حضرت زهرا سلام الله علیها در پاسخ احوالپرسى آنان شروع به

امر به معروف و نهى از منكر نمودند كه این اقدام حضرت درسى شد براى تمام مردم تا به ایشان تأسى

ورزند.


حضرت زهرا سلام الله علیها در سخنان خویش خطاب به زنان مدینه فرمودند: مردان شما خلافت را به

كجا سوق دادند؟ پیچاندند جریانى را كه جبرئیل آورده بود و بیرون آوردند از دستش آن كه خبیر بود.


حضرت زهرا سلام الله علیها در این جملات خود از امامت و ائمه علیهم السلام تعبیر به رواسى رسالت

و قواعد نبوت نمودند و تأكید نمودند بر این كه مردان شما نبوت و رسالت را پیچاندند؛ یعنى آن را از

مسیر اصلى خویش خارج ساختند.


حضرت زهرا سلام الله علیها در شرایطى این امر به معروف را انجام دادند كه مى دانستند در حال حاضر

اثرى نخواهد داشت و در ضمن نیز به قیمت جان شان تمام خواهد شد؛ اما با این وجود آن را انجام

دادند و این به خاطر آن بود كه حضرت مى خواستند عملاً یك مسأله ى شرعى را بیان سازند به طورى

كه برخى از مراجع تقلید نیز بر همین اساس فتوا داده اند.


گاهى امر به معروف و نهى از منكر در شرایطى خاص واجب مى شود و آن نیز هنگامى است كه اصل

دین در حال از بین رفتن است، لذا دیگر براى انجام آن شرایطى وجود ندارد و حضرت زهرا سلام الله

علیها نیز با علم به تمامى این مسائل چنین عملى را انجام دادند.


پنهان بودن قبر حضرت زهرا سلام الله علیها نیز از استثنائاتى است كه خداى متعال قرار داده است، زیرا

 قبر امیرالمؤمنین علیه السلام نیز تا بیش از صد سال مخفى بود اما سرانجام آشكار شد ولى خداى

متعال اراده كرده است تا قبر حضرت زهرا سلام الله علیها همچنان مخفى بماند.


باید به حضرت زهرا سلام الله علیها تأسى نموده و هرآنچه را كه از آن حضرت مى شنویم و یا مى

بینیم، به آن عمل كنیم و در مقام بیان احكام الهى نیز خسته نشویم زیرا این اقدام حضرت سلام الله

علیها درسى براى تمام تاریخ بود.


آنچه از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها صادر گردیده و آنچه شخصاً عمل نموده و یا تقریر فرموده اند در

حجیت مانند قرآن بوده و اطاعت از آن واجب است.

بنقل از سایت دانستنی های قرآن

سیاسی

آیت‌الله مکارم ‌شیرازی با بیان این‌که مذاکرات ژنو و توافق ‌نامه مورد تایید مقام معظم رهبری است، گفت: برخی درگوشه و کنار ناآگاهانه موضع‌گیری می‌کنند و می‌گویند این کار مورد تایید رهبری نبوده است؛ باید بدانند که رهبر معظم انقلاب آن را تایید کرده و کسانی که این گونه اظهار نظر می‌کنند حتما نظر ایشان را مطالعه نکرده‌اند.
به گزارش حوزه احزاب باشگاه خبرنگاران، "آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی"، صبح امروز در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم با اشاره به توافق نامه ایران با گروه 1+5 اظهار داشت: غربی‌ها در قالب این توافق نامه حق هسته‌ای ایران را به رسمیت شناختند؛ البته این قرارداد  ایده‌آل ما نیست، اما در شرایط فعلی تنها راه بوده است.
 
معظم‌له با اشاره به برخی اظهار نظرها، یادآور شد: کسانی که اظهارنظر می‌کنند باید با توجه به شرایط داخل و خارج سخن بگویند.
 
وی با بیان این‌که از همان زمان انتخابات ریاست جمهوری، روی این گفتگوها مطالعه شده است، تاکید کرد: بر روی این مذاکرات سه ماه مطالعه صورت گرفته است و این گونه نبوده که وزیر خارجه رفته باشد و این تفاهم‌نامه را امضا کند.
 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی با بیان این‌که مذاکرات ژنو و توافق ‌نامه مورد تایید مقام معظم رهبری است، افزودند: برخی درگوشه و کنار ناآگاهانه موضع‌گیری می‌کنند و می‌گویند این کار مورد تایید رهبری نبوده است؛ باید بدانند که رهبر معظم انقلاب آن را تایید کرده و کسانی که این گونه اظهار نظر می‌کنند حتما نظر ایشان را مطالعه نکرده‌اند.
 
این مرجع تقلید همچنین ابراز امیدواری کرد که نتایج این توافق نامه عاید کشور شود و خداوند متعال به آمریکا و اروپا توفیق دهد تا بر سر عقل بیایند و بدانند که ناآرام کردن منطقه به نفع هیچ کس نیست.
 
آیت‌الله مکارم ‌شیرازی با بیان این‌که رژیم صهیونیستی و برخی دول عربی از نا امن بودن منطقه احساس آرامش می‌کنند، گفتند: صهیونیست‌ها و برخی دول منطقه از امضای تفاهم‌نامه ایران با 1+5 احساس نارضایتی می‌کنند؛ چرا که آنها نا امنی منطقه را می‌خواهند.
 
معظم له تاکید کرد: کسانی که این تفکرات را دارند باید بدانند که ناامنی به نفع هیچ کس نیست؛ زیرا آتش کشمکش و ایجاد نا امنی در منطقه همه را در بر می‌گیرد.
 
وی در پایان با بیان این‌که در داخل کشور باید وحدت و انسجام داشته باشیم، گفت: امیدواریم پیروزی و موفقیت نصیب مسلمین جهان بخصوص ملت ایران اسلامی گرد
برگرفته از باشگاه خبر نگاران جوان

اجتماعی


اسلام در آنگولا ممنوع شد!

دولت آفریقایی آنگولا به دلیل آنچه که "قانونی نبودن آداب و رسوم دینی مسلمانان" خوانده است، دین اسلام را در این کشور ممنوع کرد.

به گزارش ایسنا، عصر ایران به نقل از خبرگزاری آناتولی ترکیه نوشت: این تصمیم دولت آنگولا روز گذشته از سوی "روزا کروز ا سیلوا" وزیر فرهنگ آنگولا اعلام شد.

این مقام آنگولایی با اشاره به اینکه وزارت دادگستری و حقوق بشر آنگولا روند قانونی شدن دین اسلام را تایید نکرده، افزود که از این پس مساجد و عبادتگاه‌های مسلمانان در آنگولا تعطیل خواهند بود.

وی در توجیه اقدام دولت آنگولا برای ممنوعیت دین اسلام گفت این اقدام در راستای حفاظت از فرهنگ بومی آنگولا و مقابله با فرقه‌های مذهبی غیرقانونی در این کشور صورت می‌پذیرد.

غیر از دین اسلام بیش از 190 فرقه مذهبی دیگر نیز از سوی دولت آنگولا غیر قانونی اعلام شده است.

این نخستین بار است که دین اسلام در یک کشور ممنوع اعلام می‌شود.

دولت آنگولا سیاستی نابردبارانه در قبال دین اسلام دارد و پیشتر گزارش‌هایی مبنی‌بر تخریب مساجد مسلمانان در این کشور منتشر شده است.

آنگولا در جنوب غرب آفریقا واقع شده است. این کشور که پیشتر مستعمره پرتغال بود از سال 1975 اعلام استقلال کرد.

بیش از 95 درصد مردم آنگولا مسیحی هستند که بیش از نیمی از آن‌ها پیرو مذهب کاتولیک رومی و یک‌چهارم نیز پروتستان هستند. طبق آمارها قریب به 100 هزار مسلمان در آنگولا زندگی می‌کنند که بیشتر آنها از مهاجران غرب آفریقا و لبنان هستند. آنگولا قریب به 19 میلیون جمعیت دارد.

برگرفته از ایسنا

اجتماعی


عناصر وابسته به گروه ترویستی داعش در سوریه یک درخت 150 ساله را در شهر "اطمه" در مرز این کشور را به ادعای اینکه مردم این درخت را می پرستیدند، قطع کردند.
به گزارش سرويس بين‌ الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه العالم؛ منابع نزدیک به گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق و شام (وابسته به القاعده) اعلام کردند: ما درختی را در شهر اطمه که بیش از 150 سال عمر داشت و مردم به جای عبادت خداوند به پرستش آن درخت می پرداختند، قطع کردیم.


تصاویرمنتشر شده نیز نشان می دهد که یک مرد نقابدار با اره ای در دست کنار این درخت ایستاده است و پرچمی سیاه بالای درخت دیده می شود که شبیه پرچم القاعده است. 

"رامی عبدالرحمن" عضو مرکز موسوم به دیده بان حقوق بشر سوریه اعلام کرد: درخت قدیمی شهر اطمه که نزدیک یک قبر قرار داشت، قطع شد.

این درخت نزدیک زیارتگاهی قرار داشت که مردم در آنجا نماز می خواندند.

عبدالرحمن افزود: هنگامی که گروه دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) شهر اطمه را تصرف کرد‌، افراد مسلح مردم را از زیارت قبری که نزدیک درخت قدیمی این شهر قرار دارد منع کردند؛ به همین دلیل مردم نماز خود را نزدیک این درخت می‌خواندند.

ابولیلی یکی از افراد مسلح فعال در شهر ادلب درشمال سوریه اعلام کرد : داعش کنترل شهر اطمه را به دست گرفته و ایست های بازرسی در این شهر ایجاد کرده است.
برگرفته از باشگاه خبر نگاران جوان

مذهبی


رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات:
رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات از رونمایی حرم امامین عسکریین(ع) در ماه ربیع‌الاول خبر داد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبرنگاران؛ حسن پلارک با بیان اینکه ساخت ضریح حرم امامین عسکریین(ع) و مراحل بازسازی حرم تمام شده است، اظهار داشت: تلاش می‌کنیم با هماهنگی با عراق رونمایی آن را در ماه ربیع‌الاول انجام دهیم.

وی ادامه داد: هم‌اکنون مشغول طراحی صحن حضرت زینب(س) هستیم و دو گروه همزمان در حال کار بر روی این طرح هستند؛ پیش‌بینی‌ می‌شود این طرح در 90 هزار متر زیر‌بنا و به گونه‌ای طراحی می‌شود که هم صحن روباز و هم صحن مسقف داشته باشیم و امیدواریم ظرف 10 ماه آینده بتوانیم عملیات اجرایی آن را آغاز کنیم.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات افزود: ساخت ضریح ابراهیم بن مجاب نیز به اتمام رسیده است و همزمان با اربعین حسینی در اراک رونمایی می‌شود، سپس به مدت 10 روز تا دو هفته برای بازدید مردم گذاشته می‌شود و بعد از این مدت 20 روز کار نصب آن به طول می‌انجامد و سپس در اوایل ماه ربیع‌الاول رونمایی آن در عراق انجام می‌شود.

وی ادامه داد: ساخت ضریح حبیب بن مظاهر نیز در مراحل پایانی قرار دارد و انشاءالله در آخر ماه صفر و یا اوایل ماه ربیع الاول رونمایی می‌شود.

برگرفته از سایت باشگاه خبر نگاران جوان

اجتماعی


رهبر معظم انقلاب در اجتماع پر شکوه ده‌ها هزار نفر از فرماندهان بسيج:
رهبر معظم انقلاب فرمودند: من در جزييات مذاکرات مداخله نمي‌کنم اما خطوط قرمزي وجود دارد که بايد رعايت شوند و مسئولان هم موظف به رعايت اين خطوط قرمز هستند و نبايد از فضاسازي‌ها و تهديدهاي دشمن هم به خود هراسي راه دهند.
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز(چهارشنبه) در اجتماع پر شکوه دهها هزار نفر از فرماندهان بسيج، بسيج را مظهر ثبات، افتخار و ابهت نظام اسلامي برشمردند و با تبيين ويژگيها و روشهاي فريبکارانه و حق ناپذير استکبار جهاني و در رأس آن آمريکا، ايستادگي و اقتدار ملت را تنها راه مأيوس شدن دشمن برشمردند و با تأکيد بر حمايت قطعي از دولت و مسؤلان افزودند: در بحث هسته اي خطوط قرمز بايد رعايت شود و از حقوق ملت، حتي يک قدم عقب نشيني نشود.

حضرت آيت الله خامنه اي در اين اجتماع عظيم، بسيج را مظهر عظمت ملت ايران و نيروي کارآمد دروني کشور دانستند و تاکيد کردند: بسيج، براي دوستان نظام و انقلاب و کشور، مايه خرسندي و اميد و اعتماد، و براي بدخواهان و دشمنان و کينه ورزان نظام اسلامي، مايه بيم و هراس است.

ايشان با اشاره به تقارن هفته بسيج با ايام حماسه ی بزرگ زينب کبري سلام الله عليها افزودند: حماسه زينبي، مکمل حماسه عاشورا است و به يک معنا حماسه حضرت زينب سلام الله عليها، احياء کننده و نگهدارنده حماسه عاشورا شد.

رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه عظمت کار حضرت زينب سلام الله عليها فقط قابل سنجش و مقايسه با حماسه عاشورا است، خاطر نشان کردند: اين بانوي بزرگ اسلام و بشريت همچون قله ی سرافراز و استواري در برابر همه مصيبت ها و حوادث تلخ ايستاد و به يک الگو و پيشواي جاودانه مبدل شد.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به سخنان پولادين و قاطعانه و در عين حال روان حضرت زينب سلام الله عليها در برابر مردم کوفه و همچنين در دربار ابن زياد و دربار يزيد تاکيد کردند: آن بانوي بزرگ مجسمه عزت بود، همچنانکه حضرت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا بود.

ايشان، نتيجه ايستادگي حضرت زينب سلام الله عليها را، بوجود آمدن جرياني در طول تاريخ براي چگونگي حرکت و ايستادگي در مسير حق دانستند و خاطر نشان کردند: بايد الگوي حرکت ما و جهت گيري آن، همواره زينبي و هدف نيز عزت اسلام و جامعه اسلامي و عزت انسان باشد.

رهبر انقلاب اسلامي عامل اصلي بوجود آمدن چنين روحيه اي در حضرت زينب سلام الله عليها و ساير اوليا و انبياء و مومنين را برخورد صادقانه با عهد و پيمان الهي بيان کردند و گفتند: قرآن کريم، اين صدق را هم براي پيامبران عظام الهي و اولياء و هم براي مومنين و مردم معمولي لازم مي داند و همه ما بايد در مقابل عهدي که با خدا داريم پاسخگو باشيم.

حضرت آيت الله خامنه اي تاکيد کردند: بر اساس نص صريح قرآن، اين عهد، ايستادگي در مواجهه با دشمن در نبرد نظامي، سياسي و اقتصادي و پشت نکردن به دشمن، است.

ايشان گفتند: بر اساس اين عهد، هر جا که صحنه زورآزمايي است، بايد در مقابل دشمن ايستاد و بايد عزم و اراده مومنين بر اراده دشمن غلبه پيدا کند.

حضرت آيت الله خامنه اي در اين بخش از سخنان خود به تعبير "نرمش قهرمانانه" که چندي پيش بکار بردند، اشاره کردند و گفتند: عده اي، "نرمش قهرمانانه" را دست کشيدن از اصول و آرمان هاي نظام اسلامي تعبير کردند و برخي دشمنان نيز برهمين اساس، مدعي عقب نشيني نظام اسلامي از اصول شدند درحالي‌که اين برداشت ها، خلاف واقع و بدفهمي است.

رهبر انقلاب اسلامي تاکيد کردند: نرمش قهرمانانه به معناي مانور هنرمندانه و استفاده از شيوه هاي متنوع براي دستيابي به اهداف و آرمانهاي گوناگون نظام اسلامي است.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اهداف گوناگون نظام اسلامي براي پيشرفت و ايجاد تمدن عظيم اسلامي افزودند: اين اهداف بصورت مرحله به مرحله و قطعه، قطعه است که راهنمايان و هاديان و متفکران و مسئولان، اين مراحل را قطعه گذاري مي کنند و سپس حرکت جمعي شروع مي شود.

ايشان خاطر نشان کردند: اين، نظامِ صحيح حرکت منطقي براي پيشرفت نظام اسلامي است که همه فعالان عرصه سياست و مديران کلان کشور و همچنين فعالان عرصه بسيج بايد آن را مد نظر داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامي سپس چند سوال مطرح کردند: آيا تاکيد نظام اسلامي بر پيشرفت به معناي جنگ طلبي نظام اسلامي است؟ آيا نظام اسلامي مي خواهد با همه ملت هاي جهان و دولت ها، چالش داشته باشد؟ همانگونه که برخي اوقات از دهان برخي دشمنان ملت ايران، از جمله از دهان نحسِ نجسِ سگ ِهار ِ منطقه يعني رژيم صهيونيستي شنيده مي شود.

حضرت آيت الله خامنه اي گفتند: اين ادعاي دشمن، نقطه مقابل ديدگاه و روش اسلامي است زيرا هدف نظام اسلامي بر اساس درسي که از اسلام و قرآن و پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام گرفته شده، عدالت و احسان و نيکي به همه ملت ها است.

ايشان تاکيد کردند: تهديد واقعي جهان، نيروهاي شرآفرين دنيا از جمله رژيم جعلي اسراييل و حاميان آن هستند.

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: نظام اسلامي همواره خواهان محبت و خدمت به همه انسان ها و روابط دوستانه با ملت ها است.

حضرت آيت الله خامنه اي خاطر نشان کردند: نظام اسلامي حتي با ملت آمريکا هيچ دشمني ندارد، اگرچه دولت آمريکا، نسبت به ملت ايران و نظام اسلامي، مستکبر و دشمن و بدخواه و کينه ورز است.

ايشان تاکيد کردند: آنچه که نقطه مقابل نظام اسلامي است و نظام اسلامي با آن مقابله دارد، استکبار است.

حضرت آيت الله خامنه اي پس از تاکيد بر اين واقعيت، سخنان خود را در جمع دهها هزار فرمانده بسيجي با تبيين ويژگي هاي تاريخي استکبار و نمودهاي آنها در دوران کنوني ادامه دادند.

رهبر انقلاب، استکبار را واژه اي قرآني خواندند و افزودند: استخوان بندي استکبار در طول تاريخ، ثابت، اما روشهاي آن متفاوت و متغير بوده است.

ايشان با تاکيد بر مخالفت با هر گونه برخورد غير خردمندانه در هر عرصه اي خاطر نشان کردند: بايد در همه زمينه ها از جمله مخالفت و مبارزه با استکبار با برنامه ريزي و درايت و حکمت عمل کرد.


رهبر انقلاب براي تحقق برخورد مدبرانه و خردمندانه با نظام استکبار، شناخت "خصوصيات، عملکرد و جهت گيريهاي نظام استکباري" را ضروري برشمردند و افزودند: بدون شناخت و درک صحيح خصوصيات نظام سلطه، برنامه ريزي حکيمانه براي مقابله با آن امکان پذير نيست.

ايشان در تبيين خصوصيات رفتار نظام استکباري، بر يک ويژگي اصلي يعني خود برتر بيني تمرکز کردند.
حضرت آيت الله خامنه اي خاطر نشان کردند وقتي يک کشور يا يک نظام بين المللي، خود را اصل، محور و برتر بداند معادلات خطرناکي در تعاملات جهاني بوجود مي آيد.

رهبر انقلاب، قائل شدن حق مداخله در امور ديگر کشورها، تحميل ارزشهاي مورد نظر به ديگر ملتها و ادعاي مديريت جهاني را از جمله پيامدهاي خودبرتر بينيِ مطلقِ نظام سلطه دانستند و افزودند: دولمتردان آمريکايي جوري حرف مي زنند که انگار صاحب اختيار ملتها و مالک جهان و منطقه هستند.

حضرت آيت الله خامنه اي، حق ناپذيري را از ديگر تبعاتي دانستند که ويژگي خودبرتر بيني استکبار بدنبال مي آورد.

ايشان با اشاره به مقاومت استکبار و امريکايي ها در مقابل حقوق ملتها افزودند: بحث هسته اي ايران نمونه اي روشن از مخالفت سلطه گران در مقابل حقوق ملتهاست.

رهبر انقلاب خاطر نشان کردند: هر انسان و يا کشور اهل منطق و استدلال در مقابل حرف حق، تسليم است اما استکبار حرف حق و حقوق روشن ديگران را نمي پذيرد و براي پايمال کردن اين حقوق تلاش مي کند.

حضرت آيت الله خامنه اي، مجاز دانستن جنايت نسبت به ملتها را از ديگر ويژگي‌هاي استکبار برشمردند و افزودند: نظام سلطه براي ملتها و انسانهايي که تابع و تسليم آنها نيستند هيچ ارزشي قائل نيست و هر جنايتي را در حق آنها مجاز مي داند.
ايشان در تشريح برخي از مثالهاي بي پاياني که در اين زمينه وجود دارد به برخورد مشمئز کننده مستکبرين با بوميان آمريکايي، جنايات انگليسي ها در حق بوميان استراليايي و بردگي سياهان آفريقا بدست امريکايي ها اشاره کردند.

رهبر انقلاب، استفاده امريکايي ها از بمب اتمي در ژاپن را از ديگر نمونه هاي جنايات معاصر استکبار خواندند و خاطر نشان کردند: در دنيا فقط دو بار از بمب اتم استفاده شده که هر دو بار نيز آمريکايي ها آن را در حق مردم ژاپن انجام داده اند اما برغم اين جنايت اکنون خود را متولي مسئله اتمي در دنيا مي خوانند.

رهبر انقلاب کشتار و شکنجه مردم در ويتنام، عراق، پاکستان و افغانستان را يادآور شدند وافزودند: شکنجه هاي نفرت آور در گوانتانامو و ابوغريب هچيگاه از ياد ملتها نمي رود.

حضرت آيت الله خامنه اي در چارچوب ضرورت شناخت ويژگيهاي استکبار براي برخورد خردمندانه با نظام سلطه، به ويژگي ديگر سلطه گران يعني فريب گري و نفاق پرداختند.

ايشان خاطرنشان کردند: پوشاندن لباس خدمت به جنايت، از شيوه هاي رايج مستکبران است.

رهبر انقلاب در اثبات اين واقعيت به توجيه حمله اتمي به ژاپن در تبليغات امريکايي ها اشاره کردند و افزودند: امريکايي ها مي گويند اگر 200 هزار نفر در حمله اتمي به هيروشيما و ناکازاکي کشته نمي شدند جنگ جهاني دوم پايان نمي يافت و جامعه بشري بايد 2 ميليون کشته ديگر را تحمل مي کرد بنابراين امريکا در حمله به ژاپن، در واقع به بشريت خدمت کرده است!

ايشان افزودند: اين دروغ عجيب و فريب کاري بزرگ در حالي تکرار مي شود که براساس اسناد موجود چند ماه قبل از جنايت اتمي امريکا در ژاپن، هيتلر يعني رکن اصلي جنگ جهانی دوم خودکشي کرده بود. موسوليني يعني رکن ديگر جنگ جهاني نيز قبل از اين حمله دستگير شده بود و ژاپني ها هم از دو ماه قبل براي تسليم شدن اعلام آمادگي کرده بودند.

رهبر انقلاب در تبيين علت واقعي حمله اتمي امريکا به ژاپن خاطر نشان کردند واقعيت آن است که امريکايي ها مي خواستند سلاح جديدشان يعني بمب اتم را در يک ميدان واقعي آزمايش کنند که اين کار را با کشتار مردم بي گناه هيروشيما وناکازاکي انجام دادند اما اکنون در تبليغات خود، به اين جنايت لباس خدمت مي پوشانند.

حضرت آيت الهي خامنه اي برخورد منافقانه در ماجراي استفاده از سلاح شيميايي در سوريه را يک نمونه ديگر از فريبکاري‌هاي نظام استکبار دانستد.

ايشان خاطر نشان کردند: رئيس جمهور و ديگر مقامات آمريکايي بارها استفاده از سلاح شيمايي را خط قرمز خود اعلام کردند اما همين رژيم آمريکا با حملات شيميايي صدام به ملت ايران، نه تنها مخالفت نکرد بلکه حداقل پانصد تن ماده شيميايي بسيار خطرناک در اختيار صدام قرار داد که ديکتاتور بغداد با استفاده از آن، گاز خردل توليد و مدافعان غيور ايران را هدف قرار داد.

ايشان، کشتار قريب به 300 مسافر در حمله ناو آمريکا به هواپيماي مسافربري ايران و حمايت بي‌دريغ اطلاعاتي از صدام را از ديگر جنايات رژيم آمريکا خواندند و افزودند: جنگ افروزي، و اختلاف افکني از ديگر خصوصيات نظام استکبار است.

رهبر انقلاب در بخش ديگري از سخنانشان با اشاره به مقابله جبهه حق و جبهه استکبار در تمام طول تاريخ اين سؤال مبنايي را مطرح کردند که علت واقعي توطئه چيني استکبار در قبال جمهوري اسلامي چيست؟

رهبر انقلاب در پاسخ به اين سؤال، به عامل اصلي شکل گيري انقلاب اسلامي استناد کردند و افزودند: انقلاب ملت بزرگ ايران، و نظام منتخب اين ملت اساسا در اعتراض به استکبار و عوامل آن شکل گرفته و رشد يافته است بنابراين استکبار با توجه به خصوصيات يادشده، اصولاً قادر نيست اين نظام را تحمل کند مگر اينکه از شکست آن مأيوس شود.

حضرت آيت الله خامنه اي با توجه به ضرورت مأيوس شدن دشمن، به عنوان اصلي ترين عامل بازدارنده استکبار از ادامه توطئه عليه ملت ايران، تأکيد کردند: آحاد ملت ايران، جوانان و همه کساني که به هر دليل حتي غير اسلامي، به ميهن و خاکشان عقيده دارند بايد کاري کنند که در دل دشمن يأس بوجود آيد و از ادامه توطئه ها مأيوس شود.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به استمرار دشمني همه ي رؤساي جمهور آمريکا از اول انقلاب تاکنون، خاطر نشان کردند: تحريک قوميتها، تدارک کودتا، تحريک صدام و کمک بي پايان به عراق، تحريم و انواع فشارهاي ديگر، نشانه دشمني مداوم آمريکا با ملتي است که سي و پنج سال پيش در منطقه حساس غرب آسيا، حرکتي مستقل را آغاز کرد و با وجود همه دشمني ها، به رشد خود ادامه داد و به الگوي ملتهاي منطقه تبديل شد.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به نقش آفريني رييس جمهور فعلي امريکا در فتنه 88 افزودند: در آن زمان يکي از شبکه هاي اجتماعي که مي توانست به فتنه گران کمک کند احتياج به تعمير داشت اما همين دولت امريکا مانع از توقف فعاليتهاي آن شد.
ايشان افزودند: آنها در اين خيال خام و احمقانه بودند که شبکه هاي اجتماعي و توئيتر و فيس بوک مي توانند نظام اسلامي را بربياندازند به همين علت، همه امکات خود را به خط کردند.

رهبر انقلاب تحريم ها را از ديگر روشها و ابزارهاي دشمن براي شکست ملت ايران دانستند و تاکيد کردند: مشکل آنها اين است که اين ملت و ايمان و همبستگي او را نشناخته اند و از خطاها و شکستهاي گذشته درس نمي گيرند.

حضرت آيت الله خامنه اي با استناد به بيان دائم ملت و نظام اسلامي در 35 سال اخير خاطر نشان کردند: همه موفقيتهاي ما و شکستهاي استکبار نشان مي دهد که اقتدار و ايستادگي تنها راه برطرف کردن مزاحمتهاي دشمن و عقب زدن اوست و ملت اين مسئله را بخوبي مي داند.

حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود به موضوع مذاکرات هسته اي و مباحث پيرامون ان اشاره کردند و گفتند: من بر حمايت از دولت و مسئولان داخلي و مسئولاني که اجراي مذاکرات را بعهده دارند، اصرار دارم زيرا حمايت از همه دولت ها را وظيفه خود مي دانم.

ايشان افزودند: من چندين سال، مسئوليت اجرايي را بعهده داشتم و سنگيني و سختي کار اجرايي را حس کرده ام و مي دانم که مسئولان اجرايي نيازمند کمک و حمايت هستند، بنابراين حمايت من از دولت و مسئولان قطعي است.

رهبر انقلاب اسلامي خاطر نشان کردند: البته، از طرف ديگر، من بر تثبيت حقوق ملت ايران از جمله حق هسته اي نيز تاکيد دارم و اصرار دارم که نبايد از حقوق ملت ايران، حتي يک قدم، عقب نشيني شود.

حضرت آيت الله خامنه اي گفتند: من در جزييات مذاکرات مداخله نمي کنم اما خطوط قرمزي وجود دارد که بايد رعايت شوند و مسئولان هم موظف به رعايت اين خطوط قرمز هستند و نبايد از فضاسازي ها و تهديدهاي دشمن هم به خود هراسي راه دهند.

ايشان، علت اصلي تحريم ها برضد ملت ايران را، کينه ورزي استکباريِ امريکا دانستند و افزودند: کينه امريکا برضد ملت ايران همچون کينه شتري است و هدف آنها از فشارها اين است که شايد ملت تسليم شود اما اشتباه مي کنند زيرا ملت ايران، با فشار، تسليم هيچکس نخواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامي خاطر نشان کردند: به فضل و توفيق الهي، ملت ايران فشارها را تحمل و آن را تبديل به فرصت خواهد کرد.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به برخي نقاط ضعف در تصميم گيري ها و برنامه ريزي هاي اقتصادي کشور و توهم دشمن براي رخنه از طريق اين نقاط ضعف، گفتند: برخلاف توهم دشمن، اين فشارها، فرصتي خواهد بود که ما نقاط ضعف خود را برطرف کنيم.

ايشان تاکيد کردند: تحريم ها کارساز نخواهد بود و خودِ آمريکايي ها هم به اين موضوع پي برده اند زيرا همواره در کنار تحريم، تهديد نظامي را نيز بکار مي برند و اين نشان مي دهد که تحريم ها، هدف آنها را برآورده نمي کند.



رهبر انقلاب اسلامي خاطر نشان کردند: البته تهديد نظامي هم که پي در پي رييس جمهور و ديگر مسئولان امريکايي برزبان مي آورند، اقدامي مشمئز کننده و نفرت انگيز است.

حضرت آيت الله خامنه اي گفتند: رييس جمهور امريکا و ديگر مقامات اين کشور، بجاي تهديد نظامي ملت ايران، فکري به حال اقتصاد ويران شده و قرض هاي خود بکنند. بروند فکري کنند تا دولت آمريکا براي بيش از دوهفته تعطيل نشود.

ايشان تاکيد کردند: ملت ايران به همه ملت هاي دنيا احترام مي گذارد اما برخورد ملت ايران با متعرض، برخورد پشيمان کننده خواهد بود و آنچنان سيلي به متعرض خواهد زد که هرگز فراموش نکند.

رهبر انقلاب اسلامي موظف بودن مقامات آمريکايي را به بيان سخناني که موجب رضايت شبکه سرمايه داري صهيونيستي شود، مايه وهن و ذلت و بي آبرويي آنها برشمردند و خاطر نشان کردند: رژيم صهيونيستي محکوم به زوال است زيرا اين رژيمِ مفلوک بر اساس زور و تحميل بوجود آمده و هيچ پديده تحميلي قابل دوام نيست.

حضرت آيت الله خامنه اي با اظهار تاسف از تملق گويي برخي دولت هاي اروپايي در مقابل صهيونيست هايي که درواقع انسان نيستند، افزودند: در دوره اي، ملت فرانسه بعلت ايستادگي رييس جمهور اين کشور در مقابل انگليس و آمريکا، اعتبار سياسي کسب کرد اما اکنون دولتمردان فرانسوي نه فقط در مقابل امريکا بلکه در مقابل رژيم نحسِ نجسِ صهيونيستي نيز اظهار خواري و کوچکي مي کنند که مايه سرشکستگي ملت فرانسه است که خودشان بايد براي آن علاجي پيدا کنند.

رهبر انقلاب در بخش ديگري از سخنانشان معناي حقيقي بسيج را حضور متن مردم در عرصه هاي مختلف دانستند و تاکيد کردند: اين يک اصل مسلم و بدون ترديد است که هرجا مردم در صحنه باشند و وحدت و همبستگي داشته باشند پيروزي قطعي است.

ايشان بسيج را مظهري از همين حضور مبارک خواندند و خاطر نشان کردند: بسيج در همه مراحل و دورانها امتحان صداقت خود را به خوبي پس داده است.

حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: هرکس که به ارزشهاي اسلام پايبند است و براي زحمات، مجاهدتها و خدمات بسيج، احترام قائل است، بسيجي به شمار مي رود چه عضو مجموعه و سازمان بسيج باشد چه نباشد.

ايشان توانايي هاي بسيج را، کارگشاي عرصه هاي مختلف خواندند و با اشاره به حضور قشرهاي مختلف مردم و چهره هاي برجسته علمي، فرهنگي، هنري، سياسي و اجتماعي در اين مجموعه افزودند: توانايي هاي بسيج بايد همچنان رشد و ارتقا يابد.

رهبر انقلاب، پايبندي به «الزامات اخلاقي، عملي و اجتماعي» را زمينه ساز رشد و تعالي مستمر بسيج برشمردند و افزودند: تقويت صبر و گذشت و تواضع، افزايش ظرفيتهاي دروني، داشتن جنبه، برخورد با محبت با مردم، و تعامل صحيح با محيط و جامعه و تلاش بي وقفه براي خدمت از جمله الزاماتي است که مي تواند مجموعه بسيج را در پيشبرد اهداف کشور، از تأثيرگذاري روزافزون برخوردار سازد.

ايشان تأکيد کردند: بسيج با اين ويژگي ها مي تواند مايه استقرار، ثبات و ابهت و افتخار نظام باشد که بحمدالله هست.

رهبر انقلاب در بخش پاياني سخنان خود، جوان ها را مورد خطاب قرار دادند و گفتند: بدون هيچ ترديدي، آينده روشن واميد بخش کشور و نظام متعلق به شما است و شما جوانان خواهيد توانست کشور و ملت را به اوج توفيق برسانيد و الگو و نمونه کامل تمدن نوين اسلامي را تشکيل دهيد.

ايشان افزودند: لازمه انجام اين وظايف سنگين از جانب جوانان، تقويتِ دين مداري، تقوا، عفت و پاکيزگي روحي و همچنين علم، نشاط کاري، امانت، خدمات اجتماعي و ورزش است.

در ابتداي اين مراسم، با فرمان حضرت آيت الله خامنه اي فرمانده کل قوا و با رمز «محمد رسول الله» دومين مرحله از رزمايش گردانهاي بسيج با عنوان «الي بيت المقدس» در 9 استان کشور به طور همزمان آغاز شد.

پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب سردار سرلشکر محمدعلي جعفري فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينکه استکبار جهاني پيکاري سخت، وسيع و چندبعدي را عليه انقلاب آغاز کرده است، گفت: استحکام ساخت دروني نظام نيازمند سازماندهي گسترده
بسيج مردمي براي حضور در ميدان هايي است که انقلاب و نظام به آن احتياج دارد.

سرلشکر جعفري با اشاره به بسترسازي مناسب در بسيج براي تحقق فرامين فرمانده کل قوا مجموعه اي از اقدامات صورت گرفته در بسيج در حوزه هاي مختلف از جمله تشکيل شبکه هاي صالحين، امر به معروف و نهي از منکر، سازندگي و محروميت زدايي و کارآفريني، علمي پژوهشي، نخبگاني و اقشاري و ورزشي را به عنوان زير ساختهاي لازم براي توسعه عناصر قدرت آفرين در ساخت دروني نظام نام برد.

همچنين سردار سرتيپ محمدرضا نقدي رييس سازمان بسيج مصتضعفين نيز در سخناني با اشاره به جهاد همه جانبه پايگاه هاي مقاومت به عنوان ستون فقرات بسيج گفت: امروز پايگاه هاي بسيج کانون بيداري و تکيه گاه امن براي مردم هستند.
وي تأکيدکرد: دشمن تمام لشکرهاي زر و زور و تزوير و هزاران رسانه را عليه کشور بسيج کند، سوزني از مسير ولايت عقب نشيني نخواهيم کرد.

در ابتداي اين ديدار همچنين جمعي از بسيجيان حاضر در مراسم برنامه ي «پرچمداران تمدن اسلامي» را اجرا کردند.

برگرفته از باشگاه خبر نگاران  جوان

اجتماعی


عكسی دیدنی از آیت الله حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری در حال تیر اندازی. گفتنی است ایشان عضو هیات رییسه فدراسیون تیر اندازی نیز هستند.
گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران،  عكسی دیدنی از آیت الله حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری در حال تیر اندازی. گفتنی است ایشان عضو هیات رییسه فدراسیون تیر اندازی نیز هستند.



منیع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی/کد مطلب: 36150
برگرفته ا ز باشگاه خبرنگاران جوان

قرآنی


رونمایی از قرآن حکاکی شده روی سنگ عقیق در نمایشگاه صنایع دستی برلین

برلین - ایرنا - قرآن حکاکی شده روی سنگ عقیق یمنی با استفاده از فناوری نانو توسط استاد جواهر شناس و جواهر تراش ایرانی، برای نخستین بار در اروپا با حضور حجت الاسلام والمسلمین مهدی ایمانی پور رایزن فرهنگی ایران در آلمان در نمایشگاه صنایع دستی برلین رونمایی شد.

«حامد اتحادی» استاد جواهر شناسی و جواهر تراشی دانشگاه صنایع و معادن درمورد حکاکی قرآن روی سنگ به خبرنگار ایرنا در برلین، گفت: کتابت قرآن کریم روی سنگ، ریشه در تاریخ ایران دارد و براساس اسناد معتبر تاریخی، نخستین حکاکی ها بر روی سنگ توسط هنرمندان ایرانی انجام شده است.

وی با بیان اینکه ایده حکاکی آیات قرآن روی سنگ ابتدا در سال 1380 و در حرم حضرت پیامبر (ص) با نگارش سوره یاسین بر روی عقیق در ذهن وی ایجاد شده است، افزود: پنج سال بعد از آن تاریخ از تکنولوژی نانو و روش ماکروالکترونیک برای حکاکی متون قرآنی روی سنگ استفاده کردم و امروز تمام سوره های قران کریم با استفاده از این روش روی یک نگین انگشتری از جنس عقیق یمنی حکاکی می شود.

مدیر عامل مرکز آموزشی گوهر عقیق ایرانیان با بیان اینکه از میان سنگ ها، فقط «عقیق یمنی» و «در نجف» قابلیت این کار را دارند، ادامه داد: این دو سنگ می توانند 400 درجه حرارت مورد نیاز برای انجام این کار را به راحتی تحمل کنند.

وی در تشریح مراحل حکاکی آیات قرآن بر روی سنگ عقیق با استفاده از فناوری نانو گفت: در این روش ابتدا یک لایه کروم به صورت بخار روی سنگ عقیق مورد نظر آغشته می شود و بعد با استفاده از اشعه الکترونیک که هزار بار از لیزر ریزتر است روی سنگ آغشته به کروم حکاکی انجام می شود.

وی افزود: استفاده از لایه بخار کروم به این خاطر است که این فلز هادی الکتریسیته بوده و چون فلز بسیار سختی است به هنگام حکاکی روی آن خطوط در هم ادغام و یا موجب خرابی خط نمی شود.

سازنده عقیق های حکاکی شده با آیات قرآن کریم گفت: با استفاده از این روش سنگ هایی در چهار هزار نقشه و طرح متفاوت حکاکی شده و به صورت نگین انگشتر یا گردن آویز های سنتی و طلا ساخته شده و با قیمت 80 تا 350 دلار به کشورهای مختلف بویژه کشورهای عربی مسلمان صادر می شود.

نمایشگاه بین المللی کالا و صنایع دستی برلین از روز چهارشنبه 22 آبان ماه(13 نوامبر) با حضور کشورهای مختلف از جمله ایران آغاز شده و تا فردا(یکشنبه) 26 آبان ماه(17 نوامبر) ادامه خواهد داشت.

جمعی از هنرمندان و صنعتگران کشورمان با حضور در این نمایشگاه بین المللی آثار هنری و صنایع دستی خود را با هدف معرفی هنر، تمدن و تاریخ کهن ایران اسلامی به علاقه مندان عرضه کرده اند.

 بنقل ازخبر گزاری جمهوری اسلامی ایران

اجتماعی


عابدزاده که اخیراً به ایران آمده است در مراسم عزای سید و سالار شهیدان شرکت کرد.
به گزارش خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران، احمدرضا عابدزاده را در کنار سیاوش خیرابی ببینید.


اجتماعی


فلسفه ی عزاداری برای عاشورا
فلسفه عزاداری برای عاشورا؟!
 


نویسنده : آیت الله مصباح یزدی
 
 
 
 

چرا باید به یاد وقایع عاشورا عزاداری کرد؟

روشن است که باید در جامعه عواملی را ایجاد کرد تا احساسات و عواطف دینی مردم را تحریک کند و آن ها را برانگیزاند تا کاری مشابه کار سیدالشهداء علیه السلام انجام دهند؛ راه او را ادامه دهند و نسبت به این امر مهم علاقه پیدا کنند. اما موضوع دیگری که در این جا مطرح می شود این است که یگانه راه برانگیختن احساسات و عواطف عزاداری و گریه نیست. عواطف انسان ممکن است با مراسم جشن و سرور هم تحریک شود. می دانیم که در ولادت های مبارک، در میلاد خود سیدالشهداء علیه السلام، وقتی مراسم جشن برگزار می شود، مدح ها خوانده می شود و مردم از طریق آن ها شور و نشاطی می یابند. سؤال سوم این است که چرا برای تحریک احساسات از مراسم شاد استفاده نمی کنید؟ چرا باید گریه کرد؟ چرا باید به خود زد؟ چرا باید زنجیر بزنیم؟ بیایم به جای این کارها جشن بگیریم. نُقل و نبات پخش کنیم، شیرینی بدهیم، مدح و سرود بخوانیم، تا احساسات مردم تحریک شود.
جواب این است که احساسات و عواطف انواع مختلفی دارد. تحریک هر نوع احساسات و عواطف، باید با حادثه ی مربوط متناسب باشد. حادثه ای که بزرگ ترین نقش را در تاریخ اسلام ایفا کرد، حادثه ی شهادت ابی عبدالله بود. او بود که مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد. او بود که درسی برای حرکت، برای نهضت، برای مقاومت و برای استقامت تا روز قیامت به انسان ها داد. برای آن که آن خاطره تجدید شود، فقط مجلس جشن و شادی کافی نیست. باید کاری متناسب با آن حادثه انجام داد. یعنی باید کاری کرد که حزن مردم برانگیخته شود، اشک از دیده ها جاری شود، شور و عشق در دل ها پدید آید و در این حادثه چیزی که می تواند چنین نقشی را بیافریند، همین مراسم عزاداری و گریستن و گریاندن دیگران است؛ در حالی که خندیدن و شادی کردن هیچ وقت نمی تواند این نقش را ایفا کند. خندیدن هیچ وقت آدم را شهادت طلب نمی کند. هیچ وقت انسان را به شلمچه نمی کشاند. هیچ وقت نمی توانست سختی ها و مصیبت های هشت سال جنگ را بر این مردم هموار کند. این قبیل مسائل عشق دیگری می خواهد که از سوز و اشک و شور پدید می آید. راه آن هم همین عزاداری ها است. این سؤال سوم که چرا ما باید برای زنده نگه داشتن خاطره ی سیدالشهداء علیه السلام عزاداری و گریه کنیم.

چرا باید دشمنان امام حسین علیه السلام را لعن کرد؟

به دنبال این سؤال ممکن است سؤال دیگری پدید آید که این روزها بیش تر مطرح شده است. اغلب، این پرسش را منافقان مطرح می کنند، البته منافقان مدرن! آن ها می گویند که بسیار خوب، ما تا این جا قبول کردیم که تاریخ امام حسین علیه السلام تاریخ مؤثر و حرکت آفرینی بوده است. همچنین دریافتیم که باید آن را عمقاً به خاطر داشت، و به یاد امام حسین علیه السلام عزاداری کرد؛ تا این جا را قبول دارم. اما شما در این عزاداری های خود کار دیگری هم می کنید. علاوه بر این که از امام حسین علیه السلام به نیکی یاد می کنید، و بر شهادت او گریه می کنید، بر دشمنان امام حسین علیه السلام هم لعن می فرستید. این کار برای چیست و چرا دشمنان ابی عبدالله را لعن می کنید؟ این کار نوعی خشونت و بدبینی است. این یک نوع احساسات منفی است و با منش «انسان مدرن» نمی سازد. هنگامی که احساسات شما تحریک می شود، بروید گریه و عزاداری کنید. اما چرا دشمنان را لعن می کنید؟ چرا می گوید: «أتقرب الی الله بالبرائه من اعدائک»، (1) من با تبری از دشمنان تو، به خدا تقرب می جویم، چرا مقید هستید همواره در زیارت عاشورا صد مرتبه دشمنان امام حسین علیه السلام را لعن کنید؟ باید فقط همان صد مرتبه سلام را بخوانید. چرا باید این همه لعن بگویید و مردم را نسبت به دیگران بدبین کنید و یا نسبت به دیگران احساسات منفی ایجاد کنید؟ امروز زمانی است که باید با همه ی مردم با خوشی و شادی و لبخند رفتار کرد. امروز باید دم از زندگی زد، دم از شادی زد، دم از صلح و آشتی زد. این روحیه ی لعن و تبری و پشت کردن به دیگران خشونت هایی است که به هزار و چهارصد سال پیش، یعنی زمانی که امام حسین علیه السلام را کشتند بر می گردد و با آن زمان مناسبت دارد. اما امروز دیگر جامعه و مردم این کارها را نمی پسندند. بیایید به جای این ها راه آشتی را پیش بگیرید، به روی دشمنان هم لبخند بزنید، به آن ها هم محبت کنید. مگر اسلام دین محبت، دین رأفت و رحمت نیست؟ این چه کاری است که شما دائماً لعن و بدگویی می کند؟
اگر کسانی واقعاً از روی جهل این سوال را مطرح کنند، جواب دادن به آن ها مشکل نیست. اما احتمال قوی می دهیم که بسیاری از کسانی که این گونه سخن می گویند، اندیشه های دیگری، و اغراض خاصی در سر دارند. احتمال دارد آن ها از سیاست های دیگری پیروی کنند، و یا نقشه هایی را که دیگران کشیده اند اجرا کنند. البته ما فرض را بر این می گذاریم که این سؤال عاقلانه و عالمانه ای است که جواب آن هم باید عالمانه باشد. صرف نظر از ارزش گذاری در مورد طرح این گونه سؤال ها، فرض کنید اگر نوجوانی از ما سؤال کرد که چرا باید قاتلان ابی عبدالله را لعن کرد؟ به جای لعن هایی که در زیارت عاشورا می خوانید صد مرتبه ی دیگر هم باز بر امام حسین علیه السلام سلام بفرستد، مگر سلام کردن برای سیدالشهداء علیه السلام ثواب ندارد؟ به جای آن صد مرتبه لعن، صد مرتبه سلام بفرستید، چه عیبی دارد؟ این همه لعن و بدگویی، فحش، ناسزا و اظهار برائت چه لزومی دارد؟
جواب علمی چنین سؤالی این است که همان گونه که سرشت انسان فقط از شناخت ساخته نشده است، تنها از احساسات و عواطف مثبت هم ساخته نشده است. آدمیزاد موجودی است که هم احساس مثبت و هم احساس منفی دارد. هم عواطف مثبت و هم عواطف منفی دارد. همان گونه که شادی در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را این گونه آفریده است. هیچ انسانی نمی تواند بی غم و یا بی شادی زندگی کند. همچنان که خدا استعداد خندیدن به ما داده استعداد گریه کردن هم به ما عطا فرموده است. در جای خودش باید خندید و به جای خود هم باید گریست. تعطیل کردن بخشی از وجودمان، به این معنی است که از داده های خدا در راه آنچه آفریده شده استفاده نکنیم. دلیل این که خدا در ما گریه را قرار داده، این است که در مواردی باید گریه کرد. البته مورد آن را باید پیدا کنیم. و الا استعداد گریه در وجود ما لغو خواهد بود. خدا چرا در انسان این احساس را قرار داده است که به واسطه ی آن، حزن و اندوه پیدا می کند و اشک از دیدگانش جاری می شود؟ معلوم می شود گریه کردن نیز در زندگی انسان جای خود را دارد. گریه برای خدا، به انگیزه ی خوف از عذاب یا شوق به لقای الهی و شوق به لقای محبوب در تکامل انسان نقش دارد. انسان در اثر دلسوزی نسبت به محبوب مصیبت دیده ی خود، رقت پیدا می کند؛ این طبیعت انسان است که در مواردی باید رقت قلب پیدا کند و در اثر آن گریه سر دهد.
خداوند در ما محبت را آفریده است تا نسبت به کسانی که به ما خدمت می کنند، نسبت به کسانی که کمالی دارند، خواه کمال جسمانی، کمال عقلانی یا روانی و یا عاطفی، به ابراز علاقه و محبت بپردازیم. هنگامی که انسان احساس می کند در جایی کمالی و یا صاحب کمالی یافت می شود، نسبت به آن کمال و صاحب کمال محبت پیدا می کند. علاوه بر آن در وجود انسان نقطه ی مقابل محبت به نام بغض و دشمنی قرار داده شده است. همان گونه که فطرت انسان بر این است که کسی را که به او خدمت می کند دوست بدارد، فطرتش نیز بر این است که کسی را که به او ضرر می زند دشمن بدارد. البته ضررهای مادی دنیوی برای مؤمن اهمیتی ندارد. چون اصل دنیا برای او ارزشی ندارد. اما دشمنی که دین را از انسان بگیرد، دشمنی که سعادت ابدی را از انسان بگیرد، آیا قابل اغماض است؟ قرآن می فرماید: «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدواً» (2) شیطان دشمن شما است، شما هم باید با او دشمنی کنید. با شیطان دیگر نمی شود لبخند زد و کنار آمد. وگرنه انسان هم می شود شیطان. اگر باید با اولیای خدا دوستی کرد، با دشمنان خدا هم باید دشمنی کرد. این فطرت انسانی است و عامل تکامل و سعادت انسانی است. اگر «دشمنی» با دشمنان خدا نباشد، به تدریج رفته رفته رفتار انسان با آن ها دوستانه می شود، و در اثر معاشرت، رفتار آن ها را می پذیرد و حرف هایشان را قبول می کند. کم کم شیطان دیگری مثل آن ها می شود. می گویید نه! ببینید قرآن چه می فرماید: «و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فأعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره»، (3) چنانچه ببینی کسانی نسبت به دین بدگویی و اهانت می کنند، با سستی و با زبان مسخره و استهزا سخن می گویند، به آن ها نزدیک نشو. هر چه گفتند، گوش نده تا زمان که به بحث دیگری بپردازند. و در جای دیگر می فرماید: «وقد نزل علیکم فی الکتاب أن اذا سمعتم آیات الله یکفر بها ویستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره» بعد می فرماید اگر کسانی این نصیحت را گوش نکردند، باید بدانند که عاقبت به آن ها ملحق خواهند شد. «ان الله جامع الکافرین و المنافقین فی جهنم جمیعا» سرانجام کسانی که نسبت به استهزاکنندگان دین محبت می ورزند و به آن ها روی خوش نشان می دهند این است که تدریجا حرف های استهزاکنندگان برآن ها ا ثر می گذارد. وقتی حرفهایشان اثر کرد، در دل هایشان شک به وجود می آید. و اگر شک ایجاد شد، اظهار ایمان نفاق می شود. انسان وقتی در دل ایمان ندارد اما در ظاهر بگویید من مسلمانم، این عین نفاق است. قرآن می فرمایید: «ان الله جامع الکافرین و المنافقین فی جهنم جمیعا» (4) چنین کسانی که در دنیا به واسطه ی اثر همنشینی با کا فران منافق می شوند، در آخرت داخل جهنم با ایشان هم نشین خواهند بود.
به عبارت دیگر، دشمنی با دشمنان، سیستمی دفاعی در مقابل ضررها و خطرها ایجاد می کند. بدن انسان همان گونه که عامل جاذبه ای دارد که مواد مفید را جذب می کند، یک سیستم دفاعی نیز دارد که سموم و میکروب ها را دفع می کند، سیستمی که با میکروب مبارزه می کند و آن ها را می کشد. کار گلبول های سفید همین است. اگر سیستم دفاعی بدن ضعیف شد، میکروب ها رشد می کنند.رشد میکروب ها به بیماری انسان منجر می شود و انسان بیمار ممکن است با مرگ روبه رو شود. اگر بگوییم ورود میکروب به بدن ایرادی ندارد! به میکروب خوش آمد گفته و بگوییم مهمان هستید! احترامتان واجب است! آیا در این صورت بدن سالم می ماند؟ باید میکروب را از بین برد. این سنت الهی است. این تدبیر و حکمت الهی است که برای هر موجود زنده ای دو سیستم در نظر گرفته است، یک سیستم برای جذب و دیگری سیستم دفع. همان طور که جذب موارد مورد نیاز، برای رشد هر موجود زنده ای لازم است، دفع سموم و مواد مضر از بدن لازم است.اگر انسان سموم را دفع نکند، نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.موجودات زند قوه ی دافعه دارند. این قوه ی دافعه به خصوص در حیوانات و انسان این نقش را ایفا می کند. چیزهایی که برای بدن مضر است باید بیرون ریخت. دستگاه هایی در بدن وجود دارند نظیر کلیه، مثانه، و... که این کار به طور عادی انجام می دهند.گاهی هم وقتی میکروب های خارجی حمله ور می شوند، باید گلبول های سفید فعال شوند و با آن ها بجنگند تا آن ها را کشته و از بدن بیرون بریزند. در روح انسان نیز باید چنین استعدادی وجود داشته باشد. باید یک عامل جاذبه روانی داشته باشیم تا از کسانی که برای ما مفید هستند خوشمان بیاید، دوستشان بداریم، به آن ها نزدیک شویم، از آنان علم، کمال، ادب، معرفت و اخلاق فرا بگیریم. چرا انسان باید افراد و امور پسندیده را دوست دارد؟ برای این که وقتی به آن ها نزدیک می شود از آن ها استفاده می کند. نسبت به خوبانی که منشأ کمال هستند، و در پیشرفت جامعه مؤثر هستند باید ابراز دوستی کرد، و در مقابل، باید عملاً با کسانی که برای سرنوشت جامعه مضر هستند دشمنی کرد: «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا برئاء منکم و مما تعبدون من دون الله، کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوه و البغضاء ابداً حتی تومنوا بالله وحده» (5) قرآن می فرماید: شما باید به حضرت ابراهیم علیه السلام و یاران او تأسی کنید. می دانید که حضرت ابراهیم علیه السلام در فرهنگ اسلام جایگاه بسیار رفیعی دارد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هم می فرمود من تابع ابراهیم هستم. اسلام هم نامی است که حضرت ابراهیم علیه السلام به این دین و آیین داد: «هو سماکم المسلمین من قبل» (6) خداوند می فرماید شما باید به ابراهیم علیه السلام تأسی کنید. کار ابراهیم علیه السلام چه بود؟ ابراهیم علیه السلام و یارانش به بت پرستانی که با آن ها دشمنی می کردند و ایشان را از شهر و دیار خود بیرون راندند گفتند: «انا برئاء منکم» ما از شما بیزارم. اعلان برائت کردند. بعد به این هم اکتفا نمی کند. می فرماید بین ما و شما تا روز قیامت دشمنی و کینه برقرار است، مگر این که دست از خیانتکاری خود بردارید.
این که ما نسبت به دشمنان اسلام و شیطان بزرگ این قدر کینه داریم و اجازه نمی دهیم شعار «مرگ بر آمریکا» حذف شود، تأسی به حضرت ابراهیم علیه السلام است. قرآن می فرماید شما باید از ابراهیم علیه السلام یاد بگیرید و صریحاً بگویید مرگ بر دشمن اسلام، و عداوت و دشمنی خود را نسبت به دشمنان دین اعلام کنید. همه ی موارد، جای لبخند نیست. در بعضی موارد باید عبوس بود، باید اخم کرد، باید صریحاً گفت ما دشمن شماییم، ما آشتی نمی کنیم، مگر دست از خیانت بردارید. این دستور قرآن است. سابقاً می گفتند فروع دین ده تا است. بعد از «امر به معروف» و «نهی از منکر» دو فرع «تولی» و «تبری» را نیز جزء فروع دین به حساب می آوردند. یعنی از جمله واجباتی که همه ی مسلمان ها باید توجه داشته باشند و به آن ها عمل کنند، این است که باید دوستان خدا را دوست بدارند و با دشمنان خدا نیز دشمنی کنند. تنها دوستی دوستان خدا کافی نیست؛ اگر دشمن با دشمنان خدا نباشد، دوستی دوستان هم از بین خواهد رفت. اگر سیستم دفاعی بدن نباشد، آن سیستم جذب هم، نابود خواهد شد. آنچه مهم است این است که ما جای جذب و دفع را درست بشناسیم. گاهی متأسفانه امور مشتبه می شود، در موردی که باید جذب کنیم عملاً به دفع می پردازیم. کسی که از روی نادانی سخنی به اشتباه و خطاگفته و لغزشی برای او پیش آمده و بعد هم پشیمان گردیده است، و یا اگر برای او توضیح دهیم، از روی انصاف قبول خواهد کرد، نسبت به چنین کسی نباید دشمنی کرد. صرف این که کسی مرتکب گناهی شد، نباید او را از جامعه طرد کرد، بلکه باید در صدد اصلاح او برآییم. او بیماری است که باید به پرستاری اش پرداخت. در این مورد جای اظهار دشمنی نیست. مگر کسی که تعمد داشته باشد و علناً گناه را در جامعه رواج دهد. این دیگر خیانت است، تعمد و خباثت و پلیدی است. باید با چنین شخصی دشمنی کرد. اما اگر کسی اشتباهاً مرتکب گناهی شده است، باید با مهربانی با او رفتار کرد. نباید آبروی او را ریخت، بلکه باید در اصلاح او سعی کرد. او مشکل دارد و باید مشکلش را حل کرد.
اما در مورد دشمنان غدار، کینه توز و قسم خورده، خداوند می فرماید: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم»، (7) تا دست از انقلابتان بر ندارید، آمریکا از شما راضی نخواهد شد. هر روز لازم است تأمل کنیم که آشتی با چنین کسانی یعنی چه؟ لبخند به روی آنان یعنی چه؟ باید با نهایت غضب، خشونت، تندی و عبوسی با این ها برخورد کرد. باید مرگ را بر سر این ها بارید، چون آنان جز به مرگ ما راضی نیستند، نه تنها به مرگ بدن ما، بلکه تنها به مرگ روح ما، به مرگ دین ما راضی می شوند.
حاصل سخن این که، بزرگداشت مراسم سیدالشهداء علیه السلام بازسازی حیات حسینی است، تا از آن حیات به نحو احسن استفاده شود نباید به بحث های علمی اکتفا شود. چون انسان به برانگیخته شدن عواطف و احساسات احتیاج دارد. نباید به عواطف مثبت، به شادی، به خنده، بسنده کرد، زیرا زنده نگه داشتن خاطره ی سیدالشهداء علیه السلام و مظلومیت او از راه احساسات شورانگیز حزن و گریه و سوگواری امکان دارد. و بالاخره همراه با آن همه درود و سلام و عرض ارادت به خاک پای حسینی و به خاک قبر حسینی، باید بر دشمن حسین علیه السلام دشمن اسلام و دشمنان خدا لعن و نفرین کرد. تنها سلام و درود مشکل را حل نمی کند. ما نمی توانیم از برکات حسینی استفاده کنیم، مگر این که اول دشمنان او را لعن کنیم، بعد بر او سلام بفرستیم، قرآن هم اول می فرماید: «أشداء علی الکفار»، (8) بعد می فرماید: «رحماء بینهم». (9) پس در کنار سلام، باید لعن هم باشد. در کنار ولایت، تبری و اظهار دشمنی نسبت به دشمنان اسلام نیز باید باشد. اگر این گونه شدیم، حسینی هستم؛ وگرنه بی جهت خودمان را به حسین علیه السلام نسبت ندهیم.

قسمت قبلی این مقاله : فلسفه ی بزرگداشت عاشورا

پی نوشت :

1. زیارت عاشورا.
2. فاطر، 6.
3. انعام، 68.
4. نساء، 140.
5. ممتحنه، 4.
6. حج، 78.
7. بقره، 120.
8. فتح، 29.
9. همان.

منبع: کتاب آذرخشی دیگر از آسمان کربلا /س
برگرفته از سایت راسخون