مذهبی




شبهه نبود دلیل برای دو غیبت امام زمان (عج)


 

یک تن از نویسندگان بر یکی از بخش های نظریه مهدویت اعتراض کرده می گوید: نعمانی در نیمه قرن چهارم هجری، برای دو غیبت مهدی استدلال کرده ولی مؤلفان قبل از او به چنین چیزی نپرداخته اند و به ذکر یک غیبت اکتفا کرده اند. (1)
نمی دانم آیا این شخص قبل از این ادعا، مطالعه کرده است یا نه؟ چون کلینی (متوفا 329) و معاصر غیبت صغری، حدیثی درباره دو غیبت از عبیدة بن زراره، به نقل از ابی عبدالله آورده است که چنین است: «قائم دو غیبت دارد، در یکی از آن دو در مناسک حج حاضر می شود و او مردم را می بیند ولی مردم او را نمی بینند». (2)
کلینی از اسحاق بن عمار نیز نقل کرده که ابوعبدالله (ع) گفت: «قائم دو غیبت دارد که یکی کوتاه و دیگری طولانی است؛ در غیبت اول کسی جز شیعیان خاص از جا و مکان او خبر ندارد و در غیبت دوم فقط یاران خاص باخبرند». (3)
در حدیثی دیگر ابوعبدالله (ع) می فرماید: «صاحب این امر دو غیبت دارد، در یکی از آن ها با خانواده اش مراوده و رفت و آمد دارد و در دیگری می پرسند: در کدام ناحیه از دنیا رفته است، راوی می گوید پرسیدم: وقتی چنین اوضاعی پیش آید چه کنم؟ فرمود: در آن زمان اگر کسی ادعای امامت کند از او سؤالاتی بپرسید، باید مانند امام عصر جواب دهد». (4)
این کار منحصر به کلینی نیست، بلکه شیخ طوسی در کتاب الغیبه به سند از ابی عبدالله (ع) نقل می کند که فرمود: صاحب این امر دو غیبت دارد: یکی از آن ها طولانی تر است، تا جایی که مردم می گویند او مُرده است و بعضی می گویند کشته شده است و تعداد کمی از یارانش بر ایمان به او باقی می مانند و احدی از جا و کار او خبر ندارد، مگر مولایی که فرمان او را انجام می دهد.
شیخ طوسی در شرحی بر این حدیث می گوید: این خبر تصریح می کند که صاحب الامر، چنان که ما معتقدیم، دو غیبت دارد.
غیبت اول که در آن اخبار و مکاتبات او به مردم می رسید.
غیبت دوم که طولانی تر است و در طی آن اخبار و مکاتبات امام قطع می شود و احدی از او اطلاع ندارد، مگر کسی که خود تعیین کرده باشد. (5)
شیخ طوسی احادیث دو غیبت را مورد بررسی قرار داده و آن ها را در کتاب الغیبة گرد آورده است، بنابراین علی رغم ادعای شخص معترض که ذکر احادیث به دو غیبت را منحصر به نعمانی دانسته، سایر علمای امامیه هم، چنین کاری کرده اند.

پی نوشت ها :

1- تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه، ص 199 .
2- اصول کافی، ج1، ص 400، « کتاب الحجة، باب الغیبة، حدیث 12 .
3- همان، ص 401، «کتاب الحجة، باب الغیبة»، حدیث 19.
4- همان، حدیث 20 .
5- الغیبة، طوسی، ص 41 .

منبع :الحسنی، سید نذیر یحیی، 1389،مصلح جهانی، ابراهیم خاکپور و سید محمد صالحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.


ای پسر شبیب! اگر می‌خواهی برای چیزی گریه کنی پس برای حسین بن علی(ع) گریه کن، همانا حسین بن علی(ع) را مانند گوسفند سربریدند و به همراه او هجده نفر ازاهل بیتش را کشتند.\n

حوزه ادبیات امام رضا(ع) ذيل حديثي جامع مطالبی درباره  ثواب زیارت و گریه برای امام حسین(ع) و عزاداري براي خامس آل عبا به ريان بن شيب بيان مي‌كنند.

اصل حدیث و ترجمه :

"حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ قَالَ:

 یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِی کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّةِ یُحَرِّمُونَ فِیهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِیِّهَا لَقَدْ قَتَلُوا فِی هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّیَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا  ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِکَ أَبَداً

 یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ‏ کُنْتَ‏ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع)

فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَکَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِکَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَلَمْ یُؤْذَنْ لَهُمْ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ‏  غُبْرٌ إِلَى أَنْ یَقُومَ الْقَائِمُ ع فَیَکُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ یَا لَثَارَاتِ‏  الْحُسَیْنِ‏ع

 یَا ابْنَ شَبِیبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ ع أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ جَدِّیَ الْحُسَیْنُ ص أَمْطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَکَیْتَ عَلَى الْحُسَیْنِ حَتَّى تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلَى خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلًا کَانَ أَوْ کَثِیراً

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَیْکَ فَزُرِ الْحُسَیْنَ (ع)

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیَّةَ فِی الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِیِّ ص فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ

 یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ یَکُونَ لَکَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقُلْ مَتَى ذَکَرْتَهُ‏ یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَیْکَ بِوَلَایَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ."

نكات مهم حديث         

"ای پسر شبیب همانا ماه محرم ماهی است که در دوران جاهلیت حرمت آن را نگه می‌داشتند و دراین ماه جنگ و قتال نمی‌کردند ولی این مردم(این امت) حرمت این ماه را و حرمت پیامبرش(ص) را نگه نداشتند.

همانا در این ماه ذریه و خاندان پیامبر را کشتند و به زنانشان توهین کردند، پس خداوند هرگز آنها را نخواهد بخشید.

ای پسر شبیب! اگر می‌خواهی برای چیزی گریه کنی پس برای حسین بن علی(ع) گریه کن، همانا حسین بن علی(ع) را مانند گوسفند سربریدند و به همراه او هجده نفر ازاهل بیتش را کشتند که در روی زمین شبیه و مثل و مانندی برای آنها نبود(یا نیست).

همانا در عزای قتل او آسمانهای هفتگانه و زمین‌ها برای او گریه کردند.

همانا از  آسمانها چهارهزار ملائکه برای یاری حسین بن علی علیه السلام به زمین آمادند اما به آنها اجازه داده نشد و این ملائکه با حالتی غبار آلود گرداگرد قبر آن حضرت هستند تا زمانی که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله قیام کند و این ملائکه به یاری آن حضرت میروند و شعارشان
" یا لثارات الحسین " است.

ای پسر شبیب، پدرم از پدرش ازجدش روایت کرد که :" زمانی که حسین بن علی(ع) به شهادت رسید آسمان خون و خاک سرخ بارید.

ای پسر شبیب! اگر  برای حسین بن علی(ع) گریه  کنی درحالی که اشک تو بر صورتت جاری شود خداوند همه گناهان تو رامیبخشد خواه گناهانت کم باشد یا زیاد ،کوچک باشد یا بزرگ.

 ای پسر شبیب! اگردوست داری خداوند را ملاقات کنی در حالی که از گناهان پاک باشی پس به زیارت حسین بن علي(ع) برو.

 ای پسر شبیب! اگر دوست داری در غرفه‌ها و اتاق‌های بهشتی همراه را رسول خدا (ص) سکونت کنی پس قاتلان آن حضرت را لعن کن.

ای پسر شبیب! اگر دوست داری ثواب کسانی که در  رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند را ببری پس هروقت به یاد آنها افتادی بگو :

یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً : ای کاش من هم با آنها بودم ( به همراه آنها به شهادت می‌رسیدم) و به فوز و سعادت بزرگ دست می‌يافتم.

 ای پسر شبیب! اگردوست داری به همراه ما در بالاترین درجات بهشت باشی پس در در غم ما غمگین و در شادی ما شاد باش و و بر تو باد به ولایت ما ، همانا اگر کسی سنگی را دوست بدارد در روز قیامت ذبا آن محشور می‌شود.، یعنی؛ هر کس با هر چیزی که دوست دارد محشور خواهد شد پس اگر ما را دوست بداری با ما محشور می‌شوی."

سند روایت: أمالی الصدوق، عیون أخبار الرضا (علیه السلام) ج‏1 ؛ ص299

باشگاه خبرنگاران

دینی

شبهه وهابیون : قول راجح نزد علمای محقق شیعه این است!!! که نخستین کسی که نهال مذهب شیعه را کاشت و آن را پدید آورد؛ عبدالله بن سبأ یهودی بود، همانگونه که کتاب­های شیعه اعتراف می کنند!!!!

پاسخ شیعه : این مطلب کاملا اشتباه است وشیعه نه تنها چنین اعتقادی ندارند بلکه میان علمای شیعه حتی اصل وجود چنین شخصی مورد تردید است وازعلمای شیعه معدود کسانی که وجود چنین کسی را پذیرفته اند نه تنها او را مروج شیعه معرفی نکرده اند بلکه به اجماع او را کافر دانسته و لعن کرده اند .

بلکه قول ارجح میان شیعه این است که : واژه شیعه پیش از همه از زبان رسول خدا، محمد مصطفى صلى الله علیه وآله در احادیث متعددى براى نامیدن دوستداران على علیه السلام به کار رفته است.

علاوه بر شیعه در کتب معتبر اهل سنت نیز احادیث و روایات فراوانی در این باره آمده است که ما از میان اینهمه به چند مورد از منابع اهل سنت اشاره مى کنیم ، زیرا ما انتظار نداریم وهابیون احادیث کتب ما را معتبر بشمارند اما جای تعجب دارد که این همه روایات در کتب معتبر خودشان نیز آنها را به فکر فرو نمی برد !!!!

مسعودى نوشته است : عباس بن عبدالمطلب مى گوید : « روزى نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله بودیم که ناگهان على بن ابى طالب وارد شد. همین که چشم پیامبرصلى الله علیه وآله به على علیه السلام افتاد ، چهره اش شکفت. عرض کردم : یا رسول الله ، شما به خاطر دیدن این پسر چهره تان باز شد ! فرمود : عمو، به خدا سوگند ، خداوند او را بیش از من دوست دارد . هیچ پیامبرى نیست مگر این که اولادش از صلب خود اوست ، ولى اولاد من پس از من ، از نسل على هستند. در روز قیامت ، مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند براى این که خداوند پرده پوشى مى کند جز على و شیعیانش که آنان را به نام خود و نام پدران شان صدا مى زنند».  (شیعه در تاریخ، ص۴۲، بر گرفته از: مروج الذهب، ج۲، ص۵۱٫ ) 

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به على علیه السلام فرمود : « خدا گناهان شیعیان و دوستداران شیعیان تو را بخشیده است ».  ( الصواعق المحرقة، ابن حجر الهیثمى المکى، مکتبة قاهره، ۱۳۸۵، ص۲۳۲٫ )

پیامبرصلى الله علیه وآله فرموده است: « تو و شیعیانت در حوض کوثر بر من وارد مى شوید. از آن سیراب خواهید شد و صورت تان سفید است ودشمنان تو تشنه ودرغل و زنجیر بر من وارد مى شوند . » پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در حدیثى طولانى درباره فضایل على علیه السلام به دخترش فاطمه علیها السلام مى فرماید : « یا فاطمه ، على و شیعیان او رستگاران فردا هستند». ( المناقب للخوارزمى، اخطب خوارزم، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵، ص ۲۰۶٫)

رسول اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: « یا على ، خدا ، گناهان تو، خاندانت و شیعیان و دوستداران شیعیانت را بخشیده است…». ( همان، ص۲۰۹٫ )

 در باره شیعیان : آن گاه که معاویه پس از قتل حجر و یارانش حج گزارد و به مدینه آمد، عایشه به او گفت: «معاویه ! هنگامى که حجر و یارانش را مى کشتى ، حلمت کجا رفته بود؟ آگاه باش که از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که فرمود: جماعتى در محلى به نام « مرج عذرا » کشته مى شوند که اهل آسمان ها براى قتل آنان خشمگین مى شوند.» (تاریخ یعقوبى، ابن واضح، منشورات الشریف الرضى، ۱۴۱۴ ه، ج۲، ص۲۳۱٫ )

ظهور معناى شیعه در احادیث و سخنان پیامبر آشکار و روشن است و وهابیون با این تأویل ها خواسته اند از پذیرش حقیقت بگریزند. این را هم باید دانست که مصداق شیعه در همان عصر پیامبر مشخص بوده است و عده اى از اصحاب پیامبر در همان زمان به «شیعه على» مشهور بودند.

 براساس احادیث موجود که ما برای رعایت اختصار در بیان ، تنها چند نمونه آن را از عقاید اهل سنت یادآوری  کردیم ، پیش از همه رسول خدا صلى الله علیه وآله نام شیعه را بر دوستداران على علیه السلام گذاشته است و حوادث دیگرى مانند: سقیفه، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا بر گسترش این واژه و آموزه هاى تشیع تأثیر داشته اند

اقتباس از دانشنامه دين وسياست

دینی

 

زلزله در كاخ واتيكان- انجيل برنابا در معرض سرقت

دوشنبه ، 18 ارديبهشت 1391 ، 15:32

بر اساس اخبار منتشرشده از سوی رسانه های ترکیه، سرانجام کشف نسخه کهن انجیل برنابا که مؤید بسیاری از باورهای اسلامی است و وجود آن همواره از سوی کلیسا رد می شد؛ تأیید شده است.

بر اساس همین گزارش ها، این نسخه از انجیل برنابا در یک عملیات پلیسی، از یک باند قاچاق آثار باستانی در ترکیه کشف شده و از چند سال گذشته در اختیار دولت ترکیه قرار داشته است.

این نسخه هزار و 500 ساله از انجیل برنابا احتمالاً مربوط به قرن پنجم یا ششم میلادی است و در قبرس – مدفن برنابای مقدس- کشف شده است. انتشار خبر کشف این نسخه از انجیل برنابا موجی از نگرانی را در کلیساهای مسیحی و به ویژه محافل صهیونیستی به وجود آورده است چرا که این نسخه از انجیل برنابا همه شک و تردیدها در باره اصلی بودن این انجیل را برطرف کرده که این موضوع، به معنای در دست بودن یک سند مهم در تأیید عقاید مسلمانان درباره تعالیم مسیحیت اصیل است.

البته بر اساس گزارش هایی که مشرق دریافت کرده است این نسخه در حال حاضر در اختیار ارتش ترکیه است که همین امر با توجه به سیطره لابی های صهیونیستی بر ارتش و نظامیان این کشور، نگرانی ها را درباره سرنوشت این سند مهم تاریخی افزایش داده است.

از سوی دیگر اگر چه کشف این سند مهم تاریخی از طرف رسانه ها و منابع نزدیک دولت ترکیه اعلام شده و دیگر امکان کتمان آن موجود نیست اما برخی از گزارش های دیگر حاکی از این است که برخی مذاکرات برای معامله سیاسی این سند مهم توسط دولت ترکیه با طرف های غربی در جریان بوده و این امکان وجود دارد که در قبال برخی امتیازات سیاسی این سند در اختیار دولت های غربی و حتی رژیم صهیونیستی قرار گیرد.

برخی منابع که خواستند نامشان فاش نشود اعلام کرده اند که دو سناریوی اصلی درباره این نسخه از انجیل برنابا ممکن است اجرا شود؛ سناریوی اول که کمتر محتمل به نظر می آید تکذیب اخبار اولیه از کشف این سند مهم تاریخی است که با توجه به انتشار گسترده این خبرها در رسانه ها عاقلانه به نظر نمی رسد و سناریوی دوم که بیشترین احتمال وقوع را دارد اجرای یک عملیات اطلاعاتی و امنیتی با مشارکت موساد و سازمان اطلاعات ترکیه "میت" است که بر اساس آن این نسخه از انجیل برنابا توسط نیروهای امنیتی از محل نگهداری آن دزدیده شده و مخفی خواهد شد.

کارشناسان، نسخه شناسان و صاحبنظران بر این عقیده هستند که با توجه به اهمیت ویژه این سند برای مسلمانان نخبگان و فعالان جهان اسلام باید به صورت جدی پیگیر وضعیت این سند بوده و دولت ترکیه را برای حفظ و نگهداری این سند و عدم معامله بر سر آن تحت فشار بگذارند.

بر اساس برخی گزارش ها اهمیت این اثر تا به حدی است که برخی مسؤولان سیاسی این سند را برگ سبز دولت ترکیه برای ورود به باشگاه اروپایی می دانند و همین مسأله نگرانی ها را از معامله سیاسی بر سر این سند افزایش داده است.

«خداوند خود را از نظر پنهان داشت و فرشته میکائیل آنها را از بهشت بیرون راند. هنگامی که آدم برمی‌گشت، متوجه شد بالای دروازه بهشت نوشته شده است: لااله الا الله، محمدٌ رسولُ الله». انجیل برنابا فصل چهل و یکم

در قرن شانزدهم میلادی در ایتالیا انجیلی کشف شد که "برنابا"ی مقدس منسوب بود؛ انجیل برنابا از آن دسته اناجیلی است که در جریان انجیل سوزی کلیساهای مسیحی از مجموعه انجیل های معتبر حذف و داشتن و استفاده ی از آن ممنوع شده بود. آخرین گزارش ها از وجود آن هم، مربوط به نسخه ای می شد که در سال 383 میلادی در کتابخانه شخصی پاپ دیده شده بود.

اما برنابا که بود؛ نقل های تاریخی در کتاب های مقدس درباره او چنین می گوید که وی"ژوزف بن لووی بن ابراهیم" است. وی مزرعه اش را فروخت و آن را خرج شاگردان مسیح کرد. پرهیزکار و درستکار بود. هنگامی که پولس ادعا کرد، مسیح را دیده و به اورشلیم بازگشت تا به شاگردان نزدیک شود، برنابا مسئولیت معرفی او را به شاگردان بر عهده گرفت. برنابا برای تبلیغ، مردی نیکوکار و صالح بود. بنابراین، جمع قابل توجهی به خدا ایمان آوردند. سپس به همراه پولس، یک سال کامل به طرسوس رفت.(اعمال 15/29)

برنابا سرانجام بر اساس نقل های تاریخی در سال 61 م در قبرس سنگسار شده و در همان جا به خاک سپرده می شود.

نکاتی که در این نسخه از انجیل موجود است آن را از دیگر نسخه های کتاب مقدس ممتاز کرده و البته شاید همین امتیازات بوده است که سبب مهجور ماندن و البته نابود شدن نسخه های آن توسط نظام کلیسایی در سده های گذشته شده است. این نکات که غیر از تضادش با عقاید مسیحیت پولوسی شباهت های فراوانی به عقاید اسلامی دارد در مهم ترین بخش های آن به موارد ذیل مربوط می شود:
1- مسیح (ع) پسر خدا نیست
2- مسیح (ع) مصلوب نشده است
3- ملغا نشدن شریعت به شکل پولسی
4- پیشگویی ظهور پیامبر اسلام (ص)

که به این موارد باید پیشگویی هایی که این کتاب درباره آخر الزمان و ظهور حضرت حجت(عج) دارد اضافه کرد. در نقلی که از مرحوم آیت الله بهجت در مقدمه ترجمه انجیل برنابا آمده به این شباهت ها با عقاید اسلامی اشاره شده است ایشان در باره این نسخه از انجیل گفته اند:" انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر...بله دو سه جایی یادم می آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است...اما مخالفتهای صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت)زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی ع است...اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است...من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند. که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است..."

علاوه بر این آن در باب 43، آیات 25 و 31 نسخه برنابا آمده است: «وقت یسوع (عیسی) فرمود: وقتی که رسول‌الله بیاید پس از نسل که خواهد بود؟ شاگردان جواب دادند: از داوود... تصدیق کنید مرا؛ زیرا به شما راستی می‌گویم به درستی که عهد بسته شده است با اسماعیل، نه با اسحاق.»

در طول سالیان متمادی پس از کشف نسخه ایتالیایی انجیل برنابا، کلیساهای مسیحی با این استدلال که این انجیل قدمت چندانی ندارد آن را به جعلی بودن متهم می کردند. کشف نسخه جدید انجیل برنابا که به قرن پنجم یا ششم میلادی مربوط می شود همه این محاسبات را به هم خواهد ریخت و خود می تواند به یک موج بزرگ مذهبی در جهان تبدیل شود چرا که قبول این انجیل به عنوان یک روایت موثق تمام ادعاهای مسیحیت پولوسی را که طی سالیان دراز بر جهان مسیحیت حاکم بوده در محل تردید خواهد نشاند.

از این تأثیر مهم تر، مربوط به اشاراتی می شود که این انجیل به ظهور پیامبر خاتم(ص) دارد و خود به نوعی تأیید دین اسلام محسوب می شود و این خود در شرایط موجود می تواند بسیاری از معادلات قدرت در جهان را به هم ریخته و جهان مسیحیت را به یک باره دچار تشنج و تحول سازد. همین تأثیرات است که کشف انجیل برنابا در ترکیه را آن هم با این قدمت از درجه اهمیت بالایی از تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی و اعتقادی خواهد رساند و البته لابی های صهیونیستی و قدرت های جهان از این تأثیرات آگاه هستند.

اقتباس از دانشنامه دین اسلام

اجتماعي

جزئیات جدید از عملیات دستگیری ریگی

عملیات تعقیت و گریز و حتی شلیک توسط هواپیمای ما صورت گرفت ولی هواپیمای خارجی، حاضر به نشستن نبود که در نهایت ساعت سه شب با شلیک 200 گلوله به گونه ای که هواپیما نیز سرنگون نشود و با کمک دو فانتوم و یک هواپیمای اف 14 این هواپیما به زمین نشست و ریگی دستگیر شد این در حالی بود که خلبان هواپیمای خارجی حتی هویت ریگی را نمی شناخت.

مهر: معاون فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نقش این نیرو در فرود هواپیمای حامل امام راحل در فرودگاه را تشریح کرد.

امیر سرتیپ خلبان حسین چیت فروش در سخنرانی خود درجمع نمازگزاران شهرستان اهواز اظهار کرد: برخی اتفاقات در انقلاب فوق العاده تاثیرگذار هستند ولی مورد بی توجه قرار گرفته اند که جا دارد بیشتر به آنها توجه داشت.
وی افزود: هیچ حرکت و اتفاقی بدون تفکر و اندیشه در تاریخ ماندگار نمی شود به همین دلیل است که روز 12 بهمن در تاریخ ایران و کل دنیا ماندگار شده ولی در این مورد باید به نقش بی بدیل نیروی هوایی ارتش در خلق این حماسه را نیز اشاره کرد.

چیت فروش با اشاره به نقش ارتش در ایجاد امنیت و سربلندی در کشور یادآورشد: دو سال قبل هواپیمای حامل ریگی یکی از اشرار کشور قصد داشت از دبی به سمت قرقیزستان برود و توسط یک ایرلاین خارجی جابجا شود.

رئیس مرکز مطالعات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران افزود: این هواپیما قرار بود از فضای کشور ما برای تردد استفاده کند که نیروهای امنیتی به نیروی هوایی ایران اعلام کردند که این هواپیما حامل یکی از اشرار است و باید متوقف شود.

وی ادامه داد: 11 شب به نیروی هوایی این امر اعلام شد و در ساعت یک شب عملیات توسط یک هواپیمای فانتوم شروع شد و عملیات تعقیت و گریز و حتی شلیک توسط هواپیمای ما صورت گرفت ولی هواپیمای خارجی، حاضر به نشستن نبود که در نهایت ساعت سه شب با شلیک 200 گلوله به گونه ای که هواپیما نیز سرنگون نشود و با کمک دو فانتوم و یک هواپیمای اف 14 این هواپیما به زمین نشست و ریگی دستگیر شد این در حالی بود که خلبان هواپیمای خارجی حتی هویت ریگی را نمی شناخت.
چیت فروش عنوان کرد: این امر نقش بی بدیل ارتش در ایجاد امنیت را می رساند.

نقش نیروهای ارتش در فرود هواپیمای امام(ره) در سال 57

معاون فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به نقش ارتش در پیروزی انقلاب اسلامی و فرود هواپیمای امام خمینی(ره) اشاره کرد و گفت: در هنگام طاغوت که قرار بود هواپیمای حامل امام (ره)در فرودگاه فرود بیاید نقش نیروی هوایی بسیار مهم بود چرا که آن زمان امنیت را باید ارتش ایجاد می کرد درحالیکه رژیم طاغوت هنوز مستقر بود ولی ارتش با ایمان کامل به امام خمینی(ره)، باعث شد با آرامش کامل هواپیمای حامل امام در فرودگاه بنشیند.

چیت فروش افزود: در آن زمان حتی اگر یک تماس جواب داده نمی شد یا اینکه کوچکترین خللی در سیستمهای مخابراتی پیش می آمد محال بود هواپیما به زمین بنشیند ولی ارتش تمام این امکانات را مهیا کرد.

وی ادامه داد: وقتی امام (ره)از هواپیما فرود آمد گارد محافظ ارتش همانند یک نگین امام را دوره کردند زیرا ازدحام جمیعیت و فشار فراوانی که از ناحیه آنها برای دیدن امام صورت می گرفت بی شک باعث می شد اتفاقی برای حضرت امام خمینی (ره)رخ دهد ولی ارتشی ها با امنیت کامل امام را به هواپیمای بعدی رساندند.

رئیس مرکز مطالعات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی اضافه کرد: بعد هم یک هواپیمای دیگر نیروی هوایی ارتش، امام (ره)را به بهشت زهرا رساند که بعد یکی از خلبانان ما که اکنون مجسمه اش در مقر ارتش نصب شده با مهارت کامل امام را با وجود سیم های برق و مردم و موانع فراوان از فرودگاه خارج و به مکانی دیگر منتقل کردند.

چیت فروش تصریح کرد: اگر در آن هنگام هواپیمایی انتخاب می شد که مشکل داشت شاید برای ایشان هم اتفاقی می افتاد که این موضوع با دقت توسط ارتشیها دنبال شد و امام (ره) در سلامت کامل در بهشت زهرا سخنرانی کرد.

وی در خصوص 19 بهمن 57 و بیعت ارتشیها با امام(ره) نیز گفت: وقتی این امر صورت گرفت عکسی در رسانه ها منتشر شد که ناشی از حضور انبوه همافران ارتش در محل اقامت امام خمینی(ره) بود. این عکس برای رژیم و کشورهای غربی بسیار گران تمام شد.

چیت فروش افزود: به همین دلیل ستاد ارتش وقت با انتشار بیانیه ای این عکس را ساختگی و جعلی دانست ولی دفتر امام خمینی(ره) توسط آیت الله مفتح اطلاعیه دادند و آن عکس را عین واقعیت دانستند.

اقتباس از دانشنامه دين اسلام

دینی

وصف متناقص پيامبر (ص)

 

 

یکی از خصایص عظمت آن است که صاحب آن، باد و صفت نقیض موصوف و نمودار باشد یعنی جماعتی او را به صورتی ببینند و گروهی به صورتی دیگر، بلکه یک دیده در دو هنگام او را به دو گونه بیند که گاهی محبت شدید را برانگیزد و زمانی کینه عمیق را تحریک کند. از خصایص بزرگی محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یکی این است که در نظر دشمنان متعصب دینش با دو صفت نقیض متصف می باشد. گروهی او را چندان رقیق القلب می دانند که قدرت جنگی را از او سلب می کنند و گروهی دیگر وی را چنان سنگدل می شمارند که می پندارند بر قتل بنی نوع انسان حریص بوده و از خونریزی حتی در غیر موقع گناهکاری، لذت می برده است. در حالتی که محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از این هر دو صفت منزه بوده است. شجاعت بی مانندش احتمال رقت عیبناک یعنی رقت توأم با ضعف و خوف را از او سلب می گرداند و زندگی او، از اوان کودکی شبهه قساوت و سختدلی اش را نفی می کند. او نسبت به ارحام و نسبت به کسانی که او را شیرداده بودند و نسبت به دوستان و همسران خود، و نسبت به غلامان و خدمت گزاران خود
نمونه رحمت و آیه محبت بود. در باب جنگ بدر و فرمان قتل اسیران و نظاره کشتگان نیز باید به تجزیه و تحلیل سرگذشت و محاسبه شرایط آن همت گماشت تا چگونگی موضوع آشکار گردد. اسیران میدان بدر همچون سایر اسیران نبودند تا به آنان رفتاری شود که قانون جنگ برای اسیران معین کرده است بلکه متهمان و گناهکارانی بودند که نسبت به مسلمانان جنایات و شکنجه های خارج از اصول جنگ مرتکب شده بودند و در نتیجه فداکاری بسیاری به دست سپاه اسلام اسیر افتاده بودند. آری، اسیر جنگی کسی است که در جبهه ای بجنگد بدون اینکه قبلاً گرفتار و به قید قول شرف رها شده باشد، یا از شناسایی و سابقه و احوال او، جز اینکه مردی سپاهی است نزد طرف اطلاعی باشد. اسیر جنگی دشمنی است که در گذشته و حال، طرف مهاجم او را نشناسد بلکه دشمن او را نزد خود جلب کند و قدرت بازوی او را خریداری نماید و از احوال او همین اندازه معلوم باشد که او مردی سپاهی است و قبل از برداشتن سلاح و بعد از آنکه سلاح را بر زمین گذاشت، بین او و نفرات خصم کینه ای موجود نباشد. اما سپاهیان بدر، مباشر شکنجه و عقاب به مسلمانان بودند، پس روا بود که مغلوبی، در مقابل اعمالی زشت که ارتکاب آن خارج از واجبات جنگ و مباهات و حماسه های جنگی بوده است کیفر بیند. اما وقتی جنگجو از قانون جنگ تخلف کند و به شکنجه و آزار نفرات طرف پردازد، و بیرون از قواعد و اصول جنگ مرتکب جنایاتی شود، مجرمی است که پس از گرفتار شدن، باید با او معامله مجرمان کنند و این عمل در هر قانونی و سنتی رواست. امیران بدر از این زمره سپاهیان بودند. اما رؤیت و دیدار کشتگان بدر ـ عیبجویان فراموش کرده اید که مسرور شدن از پیروزی، طبیعت انسانی است. به خصوص در امری که هدف حیاتی و خلاصه زندگی و نتیجه تلاش شخص است. پس، دیدن کشتگان بدر یعنی
نبردی که جنگجویانش به قصد فنا و نابودی طرف، فراوان کوشیده و انواع مشتقات و شکنجه ها را روا داشته بودند. این عیبجویان فراموش کرده اند که مردی که در یکی از شهرهای امروزی به دنیا آمده و در آن زیست کرده و با اصول و شرایط آن خو گرفته است، غیر از مردی است که از کودکی به زندگانی در صحراگردان و بادیه نشینان که عمر خود را در معرکه های جنگ گذرانده اند و هر روز در برابر دشمنانشان بارها خونریزی شده است، انس گرفت باشد. شهرنشینان امروز حق حمل اسلحه ندارند ولی در روزگاری که شهرنشینی به پایان نرسیده بود مردم همه مسلح بودند. و محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مردی زنده و پردل و آماده دفاع از حیات و عقاید خودش بود نه مردی ماسک و ضعیف چون موتکفان صومعه که احساس حیات و زندگی را در خود کشته اند یا در آن مرده است.

اقتباس از دانشنامه دین اسلام


 

 

                                                 

شرعی

 

موضع علماي شيعه نسبت به تحريف قر ان

مسلمانان در مسئله عدم تحریف قرآن، همگی معتقدند که کوچکترین تحریفی در قرآن رخ نداده است اما متاسفانه برخی از بزرگان اهل سنت، شیعیان را متهم به اعتقاد بر تحریف قرآن می‌کنند و می‌گویند شیعه تحریف قرآن را پذیرفته است با این وجود عده‌ای از بزرگان اهل سنت به دفاع از موضع شیعه پرداخته و دامن شیعه را از تهمت قول به تحرف مبرا دانسته‌اند.

 

دفاع از شیعه

از جمله این افراد بنیانگذار مکتب اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری می‌باشد که اکثریت سنّیان امروزه پیرو این شخصیت می‌باشند وی در مقام دفاع از شیعه می‌گوید « محققین و صاحبنظران هم زیادت و نقص (تصرف) را در قرآن منکرند. آنها می‌گویند (شیعه می‌گوید) قرآن همچنانکه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده، تا کنون دست نخوده و از گزند تحریف به طور مطلق در امان مانده است، زیادت، نقص و تبدیل و تغییری در آن حاصل نشده است.»

نظر علمای بزرگ شیعه

علاوه بر اشعری افراد دیگری مانند شیخ رحمت الله هندی دهلوی و محمد عبدالله از مقام شیعه دفاع کرده‌اند. که در اینجا لازم به نظر می‌رسد نظر بزرگان اهل شیعه را راجع به عدم تحریف قرآن از نظر بگذرانیم تا روشن شود که شیعه در هیچ زمانی قائل به تحریف قر‌آن نبوده و آنچه به اینها نسبت داده می‌شود دروغ می‌باشد البته لازم به یادآوری است که بحث اخباریون افراطی که فقط احادیث توجه می‌کنند قابل بررسی نمی‌باشد. بلکه علمای شیعه در دو گروه قابل دسته بندی می‌باشند یکی محققین و دیگری محدثین می‌باشند. که محققین از نخستین روز شبهه تحریف قرآن را انکار کرده‌اند، از محدثین نیز تا قرن یازدهم همگی منکر تحریف قرآن می‌باشند و فقط از قرن یازدهم است که گروهی به نام اخباریون که جایگزین محدثین شده‌اند مساله تحریف را مطرح کرده‌اند که نباید سخن اینها را جدی گرفت چون در زمره شاخصین علمای شیعه قرار نگرفته‌اند.
اما اینک نظریات بزرگان:

شیخ صدوق

وی از محدثین است و در رساله اعتقاد می‌گوید: اعتقاد ما بر این است قرآنی که بر پیغمبر اکرم نازل گردیده، همین قرآن است که دست مردم قرار دارد با 114 سوره بی‌کم و کاست و هر کس به ما نسبت دهد که قرآن را بیش از این می‌دانیم، دروغگوست.

شیخ مفید

در کتاب اوائل المقالات می‌گوید: برخی از اهل امامت بر این باورند که از قرآن هرگز چیزی کم نشده است، نه کلمه، نه آیه و نه سوره‌ای به جز آنچه در مصحف علی بوده و جنبه تفسیر و شرح را داشته است. آنگاه گوید این قول نزد من به حقیقت نزدیکتر است.

سید مرتضی علم الهدی

معتقد است: علم به صحت نقل قرآن مانند علم به وجود شهرهای بزرگ و حوادث تاریخی معروف و کتابهای مشهور جهان و اشعار شعرای عرب است زیرا عنایت به قرآن، پیوسته بیش از امور یاد شده بوده است.

شیخ الطائفه، طوسی

در مقدمه خود تبیان چنین آورده: احتمال زیادت در قرآن به طور کلی منتفی است زیرا اجماع امت بر عدم زیادت است اما نقیصه این عقیده نیز با ظاهر آرای مسلمین مخالف است و همین شایسته مذهب ماست که هرگز در قرآن زیادتی و نقصی رخ نداده است. کلام سید مرتضی و ظاهر روایات اهل بیت بر همین دلالت دارد...

علامه حلی

در جواب سید مهنّا در کتاب اجوبة المسائل المهناویه می‌گوید: حق آن است که هرگز تبدیل، تاخیر و تقدیم در قرآن رخ نداده است همچنین زیادت و نقصی در آن وارد نشده است. پناه می‌برم به خدا از اینکه کسی چنین چیزی را باور داشتنه باشد زیرا موجب طعن در معجزه جاوید اسلام می‌شود و اساس نبوت را متزلزل می‌کند.

علاوه بر علمای یاد شده، افرادی مانند طبرسی، کاشف الغظاء، فیض کاشانی، شیح حر عاملی، و به طور کلی می‌توان گفت که تمامی دانشمندان و علمای شیعه که در مورد امامت کتابی نوشته اند و در آن به طعن و انتقاد خلفاء پرداخته‌اند همان نظریه عدم تحریف قرآن را داشته‌اند زیرا که در طعن و ایراد بر خلفا، به سوزاندن قرآنهای موجود در عصر عثمان و اعمالی مشابه به آن اشاره نموده‌اند اما هرگز حرفی از تحریف قرآن به میان نیاورده‌اند در صورتی که اگر تحریفی صورت می‌گرفت بیشتر از سوزاندن قرآن باید مطرح می‌گردید.

نتیجه

پس با توجه به مباحث یاد شده نظر علمای شیعه عدم تحریف قرآن بوده و تنها عده‌ای بسیار کم از محدثین شیعه از قرن یازده به بعد که اخباریون نام گرفته‌اند و کسانی بودند که فقط به ظاهر روایات بسنده ‌نموده و به تاویل آنها نمی‌پرداختند و عده‌ای علمای اهل سنت قول به تحریف را پذیرفته‌اند.

برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به

·       آیا قرآن قابل معارضه است؟

·       اعجاز قرآن

·       تاریخچه نگارش قرآن

·       تحریف در قرآن

·       منکرین اعجاز قرآن

·       معجزه جاوید اسلام

منبع

1.     ابوالقاسم خوئی، البیان، ترجمه محمد صادق نجمی و هاشم زاده هریسی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی چاپ پنجم 1375

 

 اقتباس ازدانشنامه دين اسلام

تاریخ اسلام

مراسم تدفین اما م (حسن)

امام حسن علیه السلام قبل از شهادت، به امام حسین علیه السلام درباره دفن و کفن خود چنین وصیت فرمود:« برادرم! دوست دارم در کنار مرقد مطهر جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دفن شوم ولی اگر دشمنان نگذاشتند ( که می‌دانم نخواهند گذاشت)، راضی نیستم کار به خشونت بکشد و حتی یک قطره خون از کسی ریخته شود. پس اگر نگذاشتند، مرا در نزد مادربزرگم، فاطمه بنت اسد ، در بقیع دفن کنید.»
بنی هاشم جنازه را به طرف حرم رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم حرکت دادند ولی مروان و گروهی از هواداران بنی امیه مانع شدند و گفتند:« عثمان مظلومانه در بقیع دفن شود و حسن در جوار رسول خدا؟ هرگز!»
عایشه نیز از راه رسید و گفت:« خانه خانه من است و نمی گذارم کسی را که دوست ندارم در آن خانه دفن کنید.»
میانجیگری ابن عباس نیز سودی نبخشید و اختلاف بالا گرفت و کار به آنجا رسید که _مطابق برخی روایات_ تابوت را هدف تیر قرار دادند و 70 چوبه تیر به تابوت اصابت کرد.
امام حسین علیه اسلام و به پیروی او بنی هاشم خویشتنداری کردند و گفتند قصد ندارند جنازه را در کنار قبر رسول خدا دفن کنند و تنها می‌خواهند آن را دور قبر پیامبر طواف دهند. جنازه به گرد حرم طواف داده شد و سپس به بقیع منتقل و در نزدیکی قبر فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین علیه السلام دفن شد.

در تشیع جنازه‌ی امام حسن علیه السلام همه مردم مدینه می‌گریستند و تمامی بازارهای مدینه تعطیل شده بود.

مراجعه شود به:
چند نکته درباره شهادت امام حسن علیه السلام

 

دینی

پرهيز از افراط وتفريط نسبت به مقام ائمه (ع)

 

 

یکی از وظائف هر انسان شیعه و دوستدار خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط نسبت به مقام و منزلت اهلبیت علیهم السلام است خود آن بزرگوار فرموده اند: (ما را از مقام ربویت و خدایی پایین بیاورید یعنی بما خدا نگوئید آنگاه هر چه خواستید در شأن ما بگویید)
این جمله نشانگر آن است که ائمه علیهم السلام تمامی بندگان شایسته حضرت حق اند و تمام مقامات را از رهگذر عبودیت و بندگی خالصانه بدست آورده اند و این سرمایه اصلی و حقیقی آنان است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه می فرماید: ( هلک فی رجلان محب غال و مبعض قال )؛ (دو گروه در زمینه قضاوت نسبت به من به هلاکت افتاده اند؛ یکی دوست غلو کننده و دیگری دشمن بدخواه و کینه توز )، (نهج البلاغه، کلمات قصار شماره 117) رعایت مرز اعتدال که همان مرز بیان حق نسبت به مقامات ائمه علیهم السلام است توصیه خود اهلبیت علیهم السلام است.

در این زمینه امیرالمومنین از خطبه 127 نهج البلاغه می فرماید: ( خیر الناس فی حالاً النمط الاوسط فالزموه )؛ (بهترین مردم درباره من گروه میانه رو هستند از آنها جدا نشوید و پیوسته ملازم آنان باشید. )

منابع:
نهج البلاغه، ‌خطبه 127، کلمات قصار، ‌117

مراجعه شود به:
مذمت غلو درباره ائمه اطهار

 اقتباس از دانشنامه دين اسلام

اجتماعی

از سنت ابراهيمي حج تا وهابيت عربستان
جولان سربازان ابليس در مقدس ترين سرزمين مسلمانان
در هماورد ميان حق و باطل اين بار طاغوت به مقدس ترين سرزمين مسلمانان و بيت الله العتيق يورش برده تا بتواند در استحاله ايي نيمه سخت در اين جنگ نرم، مسير قبله را بر نماد شيطان تغييرداده تا موجبات پرستش شيطان مهيا گردد.


صدای شیعه: سالها از فروپاشي نظام هاي فاشيسم و نازيسم در جهان پيش از جنگ جهاني دوم مي گذرد و عرصه اي که در آن جولانگاه دو نظام فکري ليبراليسم آنگلوساکسون و کمونيست الحادي بود با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي از يک سو و سقوط اقتصادي نظام ليبراليستي در مهد تولداين تفکر، جهان سرگردان به دنبال انتخاب و جايگزين نمودن ايدئولوژي نويني، سازگار با تمام نيازهاي فردي و اجتماعي به سر مي برد.
با به ثمره نشستن تمام تلاش انبياء الهي و ائمه معصومين عليم السلام و زعماي شيعه در عصر غيبت کبري و تجلي آن در حاکميت الله بر کره خاکي و در سرزمين شيعيان پارسي، روزنه هاي اميد، خبر از تجلي ظهور و سيطره حاکميت الهي بر تمام کره خاکي مي دهد.
ظهور عرفان هاي نوظهور، مدعيان دروغين منجي، بسط و گسترش فرق دستساز استعمار و در نهايت رواج بي شائبه سيطينيزم در قالب آييني جديد بنام شيطان پرستي که در ابعاد و اندازه مافوق تصور ما در حال شکل گيري است حکايت از هماوردي جديد در کره خاکي ميان حق و باطل دارد.
در روايت اسلامي همواره به سه سرزمين مقدس اشاره فراوان شده است. مکه معظمه،مدينه منوره و بيت المقدس.
با پايان جنگ جهاني اول و فروپاشي و تجزيه امپراتوري عثماني به عنوان داعيه دار حکومت اسلامي در روزگار آغازين قرن 20 مسيحي و سيطره قواي آنگلوساکسون در سرزمين کنعان و سپس واگذاري آن به نيروهاي صهيونيستي پس از جنگ جهاني دوم که در نهايت به اشغال سرزمين پيامبران اسلام، فلسطين انجاميد روند مصادره بيت المقدس و هويت زدايي آن با شعارهاي سرزمين موعود، زمينه سازي براي ظهور ماشيح به شدت شروع گرديد و شد آنچه که امروز ما نظاره گر آن در دهه ششم اشغال اين سرزمين مقدس باشيم.
و همزمان با اين نقشه شوم در ديگر سرزمين هاي اسلامي مذهب وهابيت با هدايت و دخالت مستقيم جزيره نشينان چشم آبي در سرزمين وحي اجرا گرديد که به موجب آن تمام آثار اسلامي و الهي حذف گرديد و يا به طريق مختلف استحاله شد.
سربازان ابليس که در کسوت يهود و با فرم صهيونيست ساليان بسيار سعي در خفه کردن صداي توحيدي لا الله الا الله را داشتند از آغاز بعثت پيامبر خاتم سعي در مصادره رسالت آخرين رسول خدا داشتند که از مهاجرت قوم يهود به سرزمين عربستان در مجاورت شهرهاي مکه و مدينه شروع گرديد و تا درگيري و تحميل غزوات، اجراي نمايش سقيفه و فتنه اکبر و خانه نشيني امامان معصوم ادامه پيدا کرد.
با تغيير تاکتيک آخرين حجت خدا در راستاي پايه گذاري حکومت الهي به غيبت و ارتباط با مردم از طريق نواب اربعه و در ادامه با شروع غيبت کبري با راهبري سلسله زعماي شيعه ودرنهايت تثبيت گام هاي نخست براي استقرار حکومت اسلامي در زمين شيطان را بر اين داشت با تسخير دو سرزمين باقيمانده، با اقدامي پيش دستانه به هويت زدايي و سکولاريزاسيون اين دو شهر به بپردازد.

هويت زدايي مکه
در هماورد ميان حق و باطل اين بار طاغوت به مقدس ترين سرزمين مسلمانان و بيت الله العتيق يورش برده تا بتواند در استحاله ايي نيمه سخت در اين جنگ نرم، مسير قبله را بر نماد شيطان تغييرداده تا موجبات پرستش شيطان مهيا گردد و آن شود که در زمان هاي ديگر بر اثر غفلت مسلمين روي داد...

طرحي از آينده شهر مکه
حرکتي خزنده که در غالب طرحي نو براي توسعه خانه خدا، تهيه گرديد ؛در گام نخست حذف نمادهاي شيطان و تغيير آن به ديواري که فاقد هر نوع نمادي است و گام دوم ساخت و سازي عظيم در کنار بيت الله با تمامي نشانه هايي که روزگاري بر آن رمي سنگ ريزه ها مي گرديد و سنت اسماعيل نبي فرزند بت شکن نخست تاريخ در مواجه با شيطان رانده شده از درگاه الهي.
مرحله نخست از توسعه مسجدالحرام، نماد ابليسک و يا همان برج چهار گوش که نشاني از شيطان داشت به بهانه جمعيت بالاي حاجيان در ايام حج حذف و جاي خود را به يک ديوار بي هويت داد!

توسعه جمرات و تغيير نماد ابليس به ديواري بدون هويت
و در مرحله دوم مرحله کوه ابو قبيس با تمامي خاطرات صدر اسلام از بن تراشيده شد و بر اساس پلان ها و نقشه هاي منتشره از سوي دولت سعودي جاي خود را به ساختمان هايي با همان شکل و شمايل جمرات و يا همان نماد ابليسک در آينده ايي نه چندان دور خواهد داد. که البته بخش عمده اين سازه تا کنون ساخته شده است.
نکته قابل تامل در اين حرکت به ظاهر توسعه، وجود شخصي يهودي و اتريشي تبار بعنوان معمار اين توسعه عظيم است که در معماري ترانس مدرن پيشرو و صاحب سبک و هوشمند در اين رشته مي باشد که تمامي فرضيه هاي گفته شده را قوت مي بخشد. اين پروژه از سال 2007 عملياتي گرديده و طبق زمان بندي هاي اعلام شده در سال 2012 به اتمام خواهد رسيد.
البته پيشتر از اين ساخت و سازها، کار ديگري در محل فرود ملائک و ابلاغ رسالت در غار حراء روي داده است. آزاد سازي ميمون هاي دست آموز سارق، و بازي با اين موجودات،توسط زائرين قطعا دستاوردي جز بي توجهي و غفلت به امر وحي و رسالت نخواهد داشت.

ميتولوژي ابليسک
"اُبليسک " (Obelisk) در لغت به بنايي چهارضلعي اطلاق مي شود که بلند و باريک باشد و رأس آن به يک هرم ختم شود. اين بنا نمادي از الهه خورشيد "رع " (Ra) در مصر باستان بود، بدين صورت که اين نماد اشعه اي از اشعه هاي خورشيد بود که به صورت سنگي درآمده است و "رع " الهه خورشيد درون اين سنگ قرار دارد.
در زبان مصر باستان بر اين بنا نام "تِجِن " (Tejen) نيز مي نهادند، مصريان معتقد بودند بدنه ي بلند و باريک ابليسک مظهر دفاع و محافظت و هرم رأسي بنا نيز مظهر دورکردن نيروهاي منفي و باد و توفان است. ابليسک از کلمه ي يوناني Obleliskos به معناي "سيخ کباب " منشاء گرفته است. در لاتين Obeliscus و به فرانسويObelisque نيز از ريشه ي يوناني Obeliskos آمده است. معناي ديگر ابليسک "زندگي بي نهايت " است.
نماد الهه رع در طراحي ها و خطاطي ها يک "چشم " بود، به معنايي چشم خورشيد و سمبل اين الهه يک دايره بود که در وسط آن يک نقطه وجود دارد، به همين دليل در بناهاي ابليسک نيز اين قاعده در سراسر جهان قديم و جديد رعايت مي شود. و هرجا ابليسکي مشاهده شد، آنجا محل "نقطه " است و حتماً پيرامون آن دايره اي وجود خواهد داشت.
خطوط حکاکي شده بر روي ابلسيک به خط هيروگليف مي باشد و دربردارنده موضوعاتي همچون زندگي رع، سفرهاي روزمره رع در آسمان ها و پيروزي ها و جشن هاست
ابليسک در دوراني نيز نماد ازيريس(Osiris) شد. زيرا اعتقاد بر اين بود که اين الهه توانسته بر تمامي خدايان ديگر تفوق بيابد به همين دليل داراي قدرت هايي از هر يک از خدايان ديگر شده بود و لذا ابليسک، نمادي که متعلق به رع بود (خداي خورشيد يا رب السماوات) نصيب ازيريس (خداي مرگ و دنياي زيرزمين) شد. نفس ازيريس، باع (Ba) به نام بانبجِت (Banebdjed) خوانده مي شد و اين باع بود که حيثيت و شخصيت و قدرت را براي ازيريس به همراه داشت و نماد بانبجت نيز قوچ بود و اين دليلي بود براي پرستش اين حيوان توسط عده اي از مردم مخصوصاً در شهر منديز (Mendes) در زمان باستان. و قوچ منديز يا همان بانبجت، سپس تبديل به بفومت (Baphomet) شد و بفومت مورد پرستش فرقه هايي از فراماسونري مانند شواليه هاي معبد (Knights Templar) که در جنگ هاي صليبي نقش ويژه اي داشتند، قرار گرفت.
در مورد بفومت اين ادعا شده است که در جنگ هاي صليبي اين نماد و نشانه از مسلمانان گرفته شده است و ادعاي ديگر حاکي از هم ريشه بودن بفومت با اسم پيامبر اسلام حضرت "محمد " (ص) است که به دليل خداپرست بودن مسلمانان و تناقض ذاتي اسلام با بت پرستي هر دو شايعه کاملاً مردود اعلام شده است.
هم اينک بفومت مورد استفاده فرقه کابالا(Kabbalah) از فرقه هاي عرفان يهودي و فراماسونري است. در دوره يوناني مآبي (Hellenism) تلاش بر اين بود که فلسفه يوناني را با اعتقاد به ازيريس ممزوج کنند. به زبان عبري بفومت به معناي "الهه عقل و دانش " که همان صوفيا (Sophia)ريشه ي کلمه فلسفه(Philosophy) است..
بفومت يک بز است با نماد ستاره Pentagram بر روي پيشاني که علامت کنوني شيطان پرستان و فراماسون ها مي باشد. بفومت در نگاه کاباليستي در يک دست مرد و در يک دست زن است، هر دو دستش علامت Hermetecism که يک دست به سمت ماه سفيد(Geburah) و دست ديگر به سمت پايين به سمت ماه سياه (Chesed) است که اين علامت نشانده متعادل بودن رحمت و عدالت است. در بين دو شاخ بز بفومت يک شعله هوش(Intelligence) است. در محل آلت تناسلي بفومت يک ميله وجود دارد که نشانه[ي "زندگي بي پايان " آن (که نمادش ابليسک مي باشد) است و پستان هاي آن به امانيسم تعبير شده است.
بر روي بدنه ي چهارضلعي بناي ابليسک نوشته هايي حکاکي مي شود که نمايشي از خلاقيت و ثبات در الهه ي خورشيد "رع " است. نکته ي ديگر درباره اين بناي باستاني بکاربردن سنگ يک تکه در ساختمان آن در عصر باستان بوده است. معمولاً در مصر باستان براي هرم رأس ابليسک روکشي از طلا قرارمي دادند. ساخت اولين بنا منسوب به آشوري ها مي باشد اما تکامل و توسعه اين بنا جز در مصر باستان نبوده است. هليوپليس (Heliopolis) يا "شهر خورشيد " در قرن شانزدهم قبل از ميلاد در شمال شهر قاهره در مصر، مبداء ساخت اولين ابليسک ها بوده است.
يک هليوپليس ديگر نيز در لبنان واقع شده است و امروزه به شهر "بعلبک " معروف است. بعلبک از نام بتي در اين شهر به نام "بَعل " گرفته شده است. در اين شهر "بعل " به عنوان خداي خورشيد پرستيده مي شد. اين بت از جنس طلا بود، و عمدتاً قوم الياس پيامبر آن را مي پرستيدند. "بعل " همان "رع " است و ابليسک نيز نماد "رع " يا "بعل " بوده است.
اين معماري به صورت جفت در ساخت دروازه هاي معابد به کار مي رفته است. ابليسک بعدها مورد توجه رومي ها قرار گرفت تا آنجا که از 30 بناي ابليسک باقيمانده از دوره مصر باستان تنها 7 عدد در کشور سازنده يعني مصر موجود است، در حالي که حدود دو برابر اين مقدار يعني 13 عدد از اين بناها تنها به شهر رم انتقال داده و در آنجا نصب شد. باقيمانده اين بناها در ميادين شهرهاي فلورانس، اوربينو، سيسيل در کشور ايتاليا، پاريس و آرلس در فرانسه، لندن در انگلستان، نيويورک در آمريکا و سزاريا در فلسطين اشغالي به چشم مي خورد که همگي نتيجه انتقال از مصر مي باشند. مثلاً هرود کبير (Herod the Great) از قيصران روم ابليسک را از مصر به شهر سزاريا در شمال فلسطين آورد و آن را مرکز مسابقات اسبدواني و ارابه راني قرارداد. تئوديوس (Theodosius) نيز از قيصران روم شرقي بود که ابليسکي را در سال 390 ميلادي به قسطنطنيه (استانبول کنوني) منتقل کرد و آن را مرکز ارابه راني نمود. اين موارد ابليسک هاي باقيمانده از دوران باستان است. ارتفاع اين بناها در کوچکترين ابليسک کمتر از يک متر و در بلندترين بنا بيش از 30 متر مي باشد.
نقل مکان ابليسک ها از مصر به محل هاي جديدشان در شهرهاي مختلف دنيا همراه با مشکلات فراواني بود تا جايي که نصب ابليسک حتي براي ميکلانژ، کاري بس دشوار مي نمود
ابليسک ها بعد از سقوط امپراتوري روم تا رنسانس ديگر مطرح نشدند. مهمترين ابليسک در روم (که مشهور به پايتخت ابليسک ها است) در واتيکان مرکز مسيحيان کاتوليک جهان قرار دارد، بنايي به ارتفاع 5/25 متر که در سال 37 ميلادي از مصر به اين شهر منتقل شد، بعدها پاپ سيکستاس پنجم (Sixtus V) تصميم به نصب اين ابليسک در ميدان سنت پيتر (Saint Peter) روبروي کليسايي به همين نام گرفت. پاپ در نظر داشت ابليسک را به واسطه نصب صليب بر روي هرم آن در تمام رم نمادي از تقدس بکند و آن ها را در مقابل تمام کليساهاي مهم شهر قراربدهد تا وسيله اي براي ترويج مسيحيت براي زائرين اين شهر باشد. پاپ سيکستاس پنجم قبل از نصب ابليسک در ميدان سنت پيتر، ابليسکي چوبي به جاي آن قرار داد تا مراسم جن گيري از ابليسک اصلي به پايان برسد و نصب آن در سال 1586 با به کارگيري 1000 مرد و 140 اسب خاتمه يافت.
ابليسکي نيز که در حبشه (اتيوپي کنوني) در قرن 4 ميلادي ساخته شد که در طي جنگ هاي استعماري ايتاليا توسط ايتاليا ربوده شد. اين ابليسک در سال 2004 به کشور اتيوپي پس داده شد.

ابليسک و فراماسونري
ابليسک به 30 بناي باستاني ياد شده محدود نمي شود. اين معماري هم اينک در سراسر اروپا و آمريکا در بسياري از ميادين اصلي شهرها به چشم مي خورد. اين موضوع در قرن 19 توسط فراماسون ها محقق شد. و بدين ترتيب ابليسک نمادي شد از قدرت عظيم فراماسونري در اين قرن و اين موضوع نشان دهنده عشق شديد و پنهاني فراماسون ها به اين نماد شيطاني است. فراماسون ها علاقه بسياري نيز به ازايريس و افسانه آن دارند. در اين افسانه آمده است ازايريس پادشاه مصر با خواهرش آسيس(Isis) ازدواج مي کند. برادر ازايرس سِت (Set) براي به چنگ آوردن پادشاهي تصميم به قتل برادر خود مي گيرد، ست ازايرس را فريفت تا در صندوق طلايي پنهان شود ولي بلافاصله درب صندوق را قفل مي کند و آن را در رودخانه نيل مي اندازد. صندوق به شهر Byblos در سوريه کنوني مي رسد و صندوق با بدن مرده ازايرس کنار يک درخت اقاقيا توقف مي کند. آسيس به توطئه ست پي مي برد و براي يافتن شوهر خود راهي مي شود. آسيس خوابي مي بيند مبني بر اينکه مي تواند شوهر خود را در بيبلس بيابد. آسيس بدن شوهر خود را مي يابد و به مصر باز مي گرداند ولي ست بدن ازايريس را مي دزدد و آن را مثله مي کند (به 14 قسمت تقسيم ميکند) و هر قسمت را به گوشه اي از مصر مي فرستد، چراکه مي ترسيد ازايريس دوباره زنده شود. آسيس دوباره براي پيداکردن قطعات بدن شوهرش به راه مي افتد و تنها در يافتن يک قطعه ناموفق است، او هر 13 قطعه يافته شده را به خاک مي سپارد. پسر ازيريس، هوروس (Horus) انتقام پدر خود را گرفته و عموي خود را مي کشد. پسر ديگر ازايريس به نام آنوبيس(Anubis) پدر خود را زنده مي کند. و اينک ازايريس به عنوان خداي مردگان شناخته مي شود. تنها تکه اي از بدن ازايريس که يافت نشد، "آلت تناسلي " او بود که "ست " آن را در نيل انداخته بود و ماهي ها آن را بلعيده بودند. به خاطر اين موضوع آسيس آلت تناسلي مصنوعي ساخته بود و در مصر فرقه ججاي براي پرستش آن ايجاد شده بود. عده اي معتقدند که ابليسک نمادي از همان بنايي است که آسيس آن را ساخته است.
در قرن نوزدهم فراماسون ها ابليسک را به عنوان تنها بناي يادبود ازايريس در معماري بسياري از شهرهاي تمدن غرب وارد کردند، اين موضوع در زمان غارت مصر توسط ناپلئون به اوج خود رسيد. پاريس اولين شهر در تمدن مغرب زمين بود که اين معماري را درون خود جاي داد. که در سال 1830 محمدعلي نايب السلطنه مصر به پادشاه فرانسه ابليسکي هديه داد که اينک در ميدانPlace de la Concorde در پاريس وجود دارد. اين ميدان در انقلاب فرانسه به نام ميدان انقلاب خوانده مي شد و محلي بود که انقلابيون سر اشراف و کشيشان را به گيوتين مي سپردند
حکاکي هاي روي اين ابليسک تعريف و تمجيد از فرعون مصر است. در سال 1998 به دستور رئيس جمهور فرانسه ژاک شيراک هرم رأسي بناي ابليسک را با طلاي 5/23 عيار طلاکوبي کردند، قابل ذکر است که اين شخص يک فراماسونر است. در سال 1875 ژنرال جيمز الکساندر(Sir James Alexander) تصميم به انتقال يک ابليسک به لندن گرفت، دکتر اراسموس ويلسون (Erasmus Wilson) از فراماسون هاي معروف بود که هزينه انتقال و نصب ابليسک را تقبل کرد. اين ابليسک توسط دو مهندس فراماسون به نام هاي ديکسون(Dixon) و استيفنسون (Stephenson) نصب شد. در سال 1878 کنار رودخانه تايمز (Thames) در لندن اين ابليسک نصب شد و به دليل زحمت فراوان اين جابه جايي و نصب به دکتر ويلسن لقب شواليه اعطا شد. اين ابليسک به سوزن کلئوپاترا (Cleopatra's Needle) معروف است. همانطور که ذکر شد ابليسک ها در مصر باستان به صورت دوقلو در دروازه معابد به کار مي رفت،
جفت ابليسک لندن توسط فراماسون ها به نيويورک منتقل شد و در پارک مرکزي شهر(Central Park) کنار موزه متروپليتن (Metropolitan) در سال 1881 نصب شد که سرمايه دار و فراماسونر ويليام وندربيلت (William Vanderbilt) هزينه آن را متقبل شد. در مراسم افتتاحيه پس از نصب اين ابليسک ارکستر 9000 نفره فراماسونرها برنامه اجرا کردند و جسي انتوني(Jesse Anthony) استاد اعظم (Grand Master) فراماسونري نيويورک در اين مراسم سخنراني کرد. در اين سخنراني آمده است مصر زادگاه علم (Science)، نجوم، ادبيات و هنر است و ما فراماسونرها بايد به دنبال اصول خود در مصر باستان باشيم و آن اصول را احيا کنيم.
البته در همين قرن نقشه يک ابليسک عظيم در حال اجرا بود. از سال 1848 در شهرواشنگتن Washington. D. C پايتخت ايالات متحده آمريکا اجراي اين نقشه آغاز شد و اين ابليسک به يادبود جرج واشنگتن اولين رئيس جمهور آمريکا که از فراماسونرها بود (Washington Monument) نام گرفت.
در تشييع جنازه جرج واشنگتن در سال 1799 که طبق آداب و رسوم فراماسونري برگزار شد، هر فراماسونر يک شاخه درخت اقاقيا به روي تابوت واشنگتن مي گذاشت که اين سمبلي بود از بازگشت و زنده شدن ازايريس به اميد زنده ماندن ابدي واشنگتن. در 1885 در سالروز تولد جرج واشنگتن اين ابليسک افتتاح شد. در سخنراني اين مراسم يک فراماسونر مهم گفت: "ما سازندگان جامعه ي انساني هستيم و سنگ هاي اين بنا مردان زنده اي هستند که ذهن هايشان با عشق الهي روشن شده است و قلب هايشان با يافتن اين عشق پاک مي درخشد و نفس هايشان اميدوار به زندگي ابدي مثل ازايريس است. " يادآوري اين نکته لازم است که اگرچه در مصر باستان ابليسک ها با سنگ يک تکه ساخته مي شد اما ابليسک واشنگتن با بلوک هاي سنگ مرمر ساخته شد که وزن اين بنا به 81000 تن و ارتفاع آن به 555 متر مي رسد. در حال حاضر اين ابليسک بزرگترين و بلندترين ابليسک جهان مي باشد. اين بنا از کاخ سفيد و کنگره آمريکا کاملاً ديده مي شود. از زمان رونالد ريگان (Ronald Reagan) تمامي مراسم سوگندهاي رئيس جمهوران در پاي اين بنا برگزار مي شود. ساخت اين بنا 1/300/000 دلار هزينه برمي دارد و وزن هرم رأسي آن 3300 پوند است، که هر دو عدد 13 و 33 يادآور اعداد مهم و مقدس فراماسونري هستند. ابليسک واشنگتن به فاصله 900 متري غرب کنگره و 900 متري جنوب خانه اصلي فراماسونري است.
امروزه در قبرستان هاي آمريکا نماد شبه ابليسک، به يکي از عادي ترين و پرشمارترين سنگ قبرها تبديل شده است.

هويت زدايي مدينه
بيش از 100 سال از سلطه فرقه وهابي در عربستان مي گذرد و نبود شيوه زندگي و يا life still در ايدئولوژي فکري و اعتقادي اين گروه، زمزمه هاي جايگزين شدن آييني جديد در اين سرزمين به گوش مي رسد همزمان با تغيير و يا حذف نمادهاي اسلامي در مکه مکرمه و القاء سجده نمودن کعبه به عنوان نماد الهي در برابر ابليسک، نماد شيطان، مدينه النبي نيز براي حمله ايدئولوژيک در دستور کار آل شيطان قرار گرفت.
سکولاريزاسيون مدينه النبي با شيوه نرم و با بهره گيري از تمام امکانات اسلامي از سال 2004مسيحي آغاز گرديد. در اين پروژه هتک حرمت نبي مکرم اسلام با دو روش القاء بصري و باور قلبي در اين شهر آغاز گرديده است.
در شيوه القاء بصري و عادي سازي فضاي معنوي مسجد النبي و جنت البقيع ابتدا واحد هاي تجاري در جوار قبرستان احداث گرديد و بعد از آن روند شکستن حرمت حرم نبوي با حضور دوره گردها شدت گرفت. بطوريکه اين روند در طي سال جاري علاوه بر آنچه که ذکر شد در جهت حياء زدايي نيز حرکت خزنده ايي داشته است.
در روند حياء زدايي و سکولاريزه نمودن شهر مدينه همين نکته بس که کتب مربوط به جهاد در طي اين سالها حذف گرديده و جاي خود را به کتابهاي پورنو و آموزش مسائل جنسي داده است.
در بعضي از مناطق شهر مدينه نقاشي هاي ديواري به چشم مي خورد که در سبک از اکسپرسيونيسم تبيعت کرده و در روزگار عصر ما معمولا فرق شيطان پرست از اين مدل بهره گرفته اند.
نوع پوشش در ميان جوانان عرب منطقه و نيزاستفاده از نمادها در طراحي لباس بر تغيير مدل زندگي در آينده نزديک خبر مي دهد.
با توجه به وجود عمال خارجي در شهرهاي مکه و مدينه و دوري از همسرانشان معمولا لواط امري رايج بوده و از سوي ديگر با ورود دختران مالزيايي به شهر مدينه و عدم مشروعيت متعه در فتواي اهل سنت، زنا امري شايع در ميان عمال خارجي و سعودي شده است.
هرچند سالهاي اخير سعي گرديده است فتاوايي از جنس متعه ولي در ظاهر ديگر معرفي نمايند اما اين امر محقق نشده است.
جالبتر اينکه در روند همين حرمت شکني به پيامبر اعظم در سالهاي گذشته نام عبدالله که بر تمامي پرسنل خدماتي هتل ها خطاب مي گرديد جايگزين محمد در مدينه و احمد در شهر مکه گرديده است.
همانطور که پيشتر نيز ذکر گرديد نماد ابليسک در معماري جديد مسجد النبي از عناصر اصلي بوده بطوريکه مسجد النبي در حصار شيطان قرار خواهد گرفت.


منبع : عماريون به نقل از وبلاگ يک فنجان فکر

 

اقتباس از سایت دانشنامه دین اسلام